![]() |
![]() |
|
|
روز هشتم جمعه 19 بهمن روزی عجیب و غریب خواب زمستانی دو سال پیش از فیلم دوم سیامک شایقی خوشم آمده بود و هر چند انتظار یک فیلم خوب را نداشتم اما پبگیر تماشای فیلم سوم او بودم. سر ظهر از خواب پا می شم و ساعت 1 خودم رو می رسونم سینما فرهنگ. خواب زمستانی از آن فیلم هایی است که برای رسیدن به حرفش از هر ابزاری استفاده می کند و بارها از روی ضعف مسیر عوض می کند، یک لحظه مدرن است یک لحظه سنتی، یک لحظه رئال است یک لحظه رومانس و این به شدت به فیلم ضربه زده است، حتی معلوم نمی شود برای چه بعضی جاها نیما خوانده می شود؟! سوژه تقریبا تکراری است، روایت زندگی سه خواهر از سه نسل و ویژگی های متفاوتی هم که دارند، نوع نگاه و برخورد این سه خواهر به پدیده های مختلف کار، پول، عشق، رویا و .... بازی معمولی لادن مستوفی، پگاه آنگرانی، کوروش تهامی را معتمد آریا با بازی خوبش جبران کرده است، نکته جالب بازیگران حضور فرشید منافی مجری رادیو است که خوب هم بازی نکرده است. خواب زمستانی فیلمی متوسط است خیلی متوسط. انتهای زمین یکی از دوستام زنگ می زنه و می گه برای 8 شب فرهنگ بلیط دارم، برنامه خاک آشنا فرمان آرا رو نشون می ده که حذف شده به امید یک فیلم حداقل متوسط به سینما می رسم. فیلم از همون فیلم هایی است که برچسب جشنواره ای دارند، اولین سکانس یک مرد لخت با یک شورت است که در ساحل چابهار زندگی می کند از خانه بیرون می آید و لباس تنش می کند و ...... فیلمبرداری بایرام فضلی در این فیلم فوق العاده است و در این فیلم ضعیف می درخشد. راستی این فیلم را ابوالفضل صفاری ساخته است! حیف از وقت حیف از جوانی، من که خوب انداختم ولی باور نکنید خیلی ضعیف بود. شب وسط فیلم قبلی بودم که تلفن توو جیبم لرزید همون دوست سالن ارشاد گفت یه بلیط داره منم سریع گفتم آره میام، باز هم 10 و نیم . گویا رسول صدرعاملی در حال ساختن سریالی اپیزودیک برای تلویزیون است و شب اپیزود اول آن است. فیلمی که اصلا در سینما نچسبید، مدیومش کاملا تلویزیونی است و اصلا جذابیتی برای یک تماشاگر سینما ندارد از اون سریال هایی که یک قاشق غذا می خوری، یک قاشق فیلم می بینی.
صدای فیلم خیلی بد بود و لهجه شمالی امین حیایی هم باعث می شد بیشتر حرف های او را حدس بزنیم، عزت الله انتظامی و خسرو شکیبایی هم بازی معمولی ایفای نقش کرده بودند، بر خلاف حیایی که خیلی خوب بازی کرده بود. فکر کنم در مورد شب کمتر حرف بزنم بهتر باشد که فیلم ضعیفی بود.
هادی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 5:8 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
امسال کاملا از دست فیلم های ضعیف جشنواره خسته شده بودم. تصمیم گرفتم که فیلم های مستند این جشنواره رو هم کمی مزمزه کنم. دو فیلم جادوگر و من انرژی هسته ای نیستم اولین سانس مستند من در این جشنواره بود. اتفاقا بهترین های امسال و شلوغ. علیرضا زرین دست را همه ي ما می شناسیم اما نه به این خوبی که الان من می شناسم. فیلم جادوگر به کارگردانی رضا درمیشیان حول زندگی علیرضا زرین دست فیلم بردار نام آشنای ایران است. ظاهرا قرار بوده فیلم حول و حواشی عمل سنگ گلوی زرین دست باشد که فیلم های گرفته شده را می دزدند! خلاصه فیلم نظرات تمام فیلم برداران و عده ای از کارگردان ها و بازیگران سینما بود. فیلم اصلا سانسور نشده بود و تا فیلم برداری در امتداد شب هم صحبت شد. راجع به گوگوش ، دایجان ناپلون و خلاصه زن طلاق گرفته ي زرین دست و همه چی. با اینکه سبک کار را نپسندیدم اما اطلاعات فیلم عالی بود. فیلم بعدی ؛ من انرژی هسته ای نیستم راجع به انتخابات شورای شهر در رامسر بود و استفاده از پرتوی های رادیواکتیو در مسیر انتخابات. مهدی قربان پور برای این فیلم نامزد بهترین فیلم کوتاه مستند است. سبک روایی مستند و نوع و رنگ کار عالی بود و این موضوع به شدت سیاست بازی را مسخره کرده بود. یعنی مسخره نکرده بود واقعیت بود که واقعیت مسخره است ! هادی خبر داد که شب باز در سالن وزارت ارشاد بلیط مجانی دارد و فیلم آن مرد آمد اکران می شود. اما این قدر از این فیلم بد شنیده ام که گفتم حتی مجانی وقتم را تلف نکنم. به دیدن چراغی درمه رفتم ساخته ي پناه بر خدا رضایی. با حضور (نه بازی) پریوش نظریه ! قصد داشتم هر سه کار پریوش نظریه را امسال ببینم اما نمی دانستم این فیلم بخش فیلم های اول هم مستند است. در کل یک ساعت و نیم فیلم فقط به تعداد انگشتان دست دیالوگ موجود بود. آن هم به زبانی که نمی فهمیدیم و زیر نویس داشت. کاملا می شد سر فیلم خوابید. منکر این نیستم که کادر بندی ها خوب بود و تصاویر زیبا. زنی مردش از جنگ برنگشته و حاضر نیست قبول کند که شهید شده. مردی در ده او خواستگارش است. تمام سکانس ها دوربین با دقت در جایی کاشته شده بود. شخصی وارد کادر می شد و خارج می شد. ظاهرا طبیعت تالش و همان حوالی بود. اما به شدت زیبا بود. نور پردازی های داخل خانه خوب بود. یعنی شاید بتوان گفت همه ي عوامل خوب بودند اما فیلم نبود. با این همه تفاسیر گفتم شاید فیلمی از سجادی هندونه پوست نکنده باشد و با درصدی احتمال خوب از آب دراید. به امید دیدن سایاب که خارج از مسابقه بود به سینما رفتم که بعد از نیم ساعت گفتند نرسیده !!! جای آن قرنطینه را نشان دادند. کاری از منوچهر هادی بود که بهروز افخمی هم مشاور او بود هم تدوین گر او. با بازی افتضاح حمید گودرزی و نیوشا ضیغمی. اما در عوض بازی افسانه بایگان بد نبود. کسی که خیلی عالی درخشید در این فیلم رضا عطاران بود. نقش مقابل عطاران هم دختری بازی می کرد که می شناسم اما اسمش را به خاطر ندارم که او هم عالی بازی کرد. همیشه با هادی که فیلم می بینیم می گوید که اولش خوب بود نمی دانم آخرش را می خواهد چگونه تمام کند. اما این بار ابتدای فیلم در حد ترک سالن بود اما آخر فیلم عالی تمام شد. کارگردان می توانست خیلی سریع داستان را به بیمارستان بکشد و ادامه داستان. اما یک داستان کلیشه ای پسر پول دار دختر بی پول هم اول داستان اضافه کرده بود که گند به کل فیلم زده بود. نامزدهای جایزه ویژه سینمای ایران به نگاه ملی :
آواز گنجشک ها در ۱۱ رشته , به همین سادگی در ۱۰ رشته , فرزند خاک در ۷ رشته , باد در علفزار می پیچد و دیوار در ۶ رشته , آتش سبز در ۵ رشته , هامون و دریا و همیشه پای یک زن در میان است در ۴ رشته , استشهادی برای خدا و کنعان ۳ رشته , شب , محیا و پرچم های قلعه کاوه در ۲ رشته و سبز کوچک و حس پنهان در یک رشته نامزد دریافت سیمرغ در بخش سودای سیمرغ مسابقه سینمای ایران هستند. نامزدهای بهترین فیلم مستند کوتاه:
نامزدهای بهترین فیلم اول :
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 21 بهمن1386ساعت 11:36 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
یکی از دوستانم زنگ زد و گفت که حس پنهان رو دیده و به من توصیه کرد که حتما این فیلم رو ببینم. نه به خاطر فیلم بلکه به خاطر بازی حامد بهداد. با مصطفی رزاق کریمی آشنایی نداشتم. اما وقتی در تیتراژ اسم حاتمی کیا به عنوان مشاور کارگردان آمد گفتم فیلم خیلی بدی نباید باشد. با موسیقی علیقلی. گروه بازیگران همه معروفند اما همه در یک سطح بازی نکردند. حامد بهداد فوق العاده بازی کرد مهتاب کرامتی نسبتا خوب بود. آتیلا پسیانی و نیوشا ضیغمی متوسط بودند و محمد رضا فروتن خیلی پایین تر از بازی همیشگی اش بود.
حس پنهان نام نمایشگاه عکسی در فیلم بود. قصه ي عشق مردی زن دار به دختری که برادرش غیرتی است. دلیل مرد علاقه به بچه است. همسر مرد روان شناس و برادر دختر دارای مشکل روانی. ظاهرا بهداد رقبای زیادی بر سر راه سیمرغ خواهد داشت و می توانست کمکی بهتر سکانس پرت شدن را بازی کند اما در کل تکه ي کوتاه بازی در فیلم آدم را اینجا کامل کرد. من این فیلم رو در سینما آزادی دیدم. سینمایی بسیار بزرگ که چون هیچ تابلوی راهنمایی ندارد به راحتی درونش گم می شوی. کیفیت پرده و صدا عالی بود و معماری بی نظیر. اما نیروی انسانی افتضاح. به ما بلیط سانس بعد یعنی فیلم تبریزی را فروختند! به عده ای یک جا را دوبار فروختند. خلاصه اینکه فیلم نیم ساعت دیر شروع شد و عده ای هم تا انتهای فیلم سر پا بودند.
به گزارش روابط عمومی جشنواره فیلم فجر ، فیلمهای "همیشه پای یک زن در میان است" ساخته کمال تبریزی با 77.08 درصد آرا ، "فرزند خاک" ساخته محمدعلی آهنگر با 60.33 درصد آرا ، "کنعان" ساخته مانی حقیقی با 58.13 درصد آرا ، "به همین سادگی" ساخته سید رضا میرکریمی با 50.01 درصد آرا ، "آواز گنجشک ها" ساخته مجید مجیدی با 49.88 درصد آرا ، "استشهادی برای خدا" ساخته علیرضا امینی با 49.11 درصد آرا و "باد در علفزار می پیچد" ساخته خسرو معصومی با 46.14 درصد آرا فیلم های برگزیده مردمی جشنواره تا پایان روز پنج شنبه هیجدهم بهمن ماه جاری هستند.
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 20 بهمن1386ساعت 12:6 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
روز ششم چهارشنبه 17 بهمن و هنوز به دنبال یک فیلم خوب همیشه پای یک زن در میان است حول و حوش 6 بعد از ظهر به انقلاب می رسم و می فهمم بهمن 2 تا اکران از فیلم کمال تبریزی داره، بعضی ها از صبح ساعت 7 اومده بودن توو صف ( مثل اینکه از شب قبل برنامه توو سایت بوده ) باز هم از شانس خوبم یه آشنا پیدا شد. ساعت 9 شب با نیم ساعت تاخیر در سالن 2 سینما بهمن در مورد کمال تبریزی و نوع فیلمسازی اش حرف و حدیث زیاد است، جسارت او در هر فیلمش مشهود است، شخصا اعتقاد دارم کارگردان متوسطی است که پا روی ایده ها و فیلمنامه هایی بهتر از خودش می گذارد و گاهی فیلم جنگی می سازد، گاهی فیلم خوبی مثل لیلی با من است را می سازد، گاهی فیلم احساسی مهر مادری را می سازد، گاهی به آسمان نگاه می کند، گاهی فیلم جنجالی مارمولک را می سازد و گاهی هم هوای معناگرایی به سرش می زند ولی کلا فیلمساز جریان سازی است. و اما این دفعه ...... سراغ فیلمی کاملا طنز می رود و در کمال تعجب پا روی خط قرمزها هم می گذارد و با استفاده از سوژه های هالیوودی سعی می کند فیلمی خنده دار بسازد که انصافا در صحنه هایی واقعا خنده دار هم هست ولی ضعف مشهود ساختاری فیلم و پرداخت کم، تنها باعث شده ایده ها تلف شود. تنها نکته برجسته فیلم بازی فوق العاده و بی نظیر رضا کیانیان در نقش مکمل بود که نشان داد در عرصه کار طنز هم بازیگر درجه یکی است و متاسفانه انبوه بازیگران سرشناس فیلم گلشیفته فراهانی، حبیب رضایی، مهران مدیری، آهو خردمند بازی های متوسطی کرده اند. تیتراژ پایانی فیلم هم زیبا بود که باعث شد اکثر تماشاگران تا لحظه آخر در سینما بمانند. همیشه پای یک زن در میان است فیلم طنز خوبی نیست هرچند در آن به دفعات می خندی و ممکن است سیمرغ تماشاگران را هم بگیرد و در مجموع فیلم متوسطی است. ************************** روز هفتم پنجشنبه 18 بهمن همراه با فیلمی احتمالا جایزه خور فرزند خاک از قبل می دانستم که همراه با یکی از دوستانم در خدمت بلیط مفت سالن وزارت ارشاد هستم پس 10 و نیم شب خودم را به آنجا رساندم. شروع خوبی داشت فیلم محمد علی آهنگر و ای کاش از میانه افت نمی کرد و تا انتها با همان شروع خوب ادامه می داد ولی باز ضعف در پایان فیلم و استفاده از سوژه های نخ نما شده، فیلمی که می توانست خوب باشد را تنزل داد. قصه ی فیلم درباره زنی ( شبنم مقدمی ) است که بعد از 16 سال به دنبال جنازه شوهرش آمده که گفته می شود چند سال قبل در تفحص مردم منطقه کاملا سالم پیدا شده و چون برای مردم منطقه مقدس شده همان جا دفتش کرده اند و جنازه سالم را تحویل نداده اند. گویا در مناطق کوهستانی غرب کشور علی الخصوص کردستان مردم منطقه تفحص شهدا را به عهده دارند و به ازای تحویل کامل استخوان ها پول می گیرند و اگر ناقص باشد به نسبت کمتر می گیرند، ایرانی یا عراقی بودنش هم مهم است. شاید حالا بتوانید فضای فیلم را تجسم کنید که در بسیاری از مواقع بغض را هم می ترکاند، استفاده خوب و به جا هم بی تاثیر نبود. بازی مهتاب نصیرپور در نقش یک زن کرد باردار پا به ماه، هر چند به تیپ خیلی نزدیک بود، خوب بود و جذابیتی دوچندان به فیلم داده بود. فرزند خاک به خاطر فضایش متاثر کننده است، از نظر من سینمای ملی است و نه معناگرا و در مجموع فیلم متوسطی است و در حد ادعایش قابل قبول است.
هادی |
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 7:29 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
" همه مون مرده بودیم. من، امید، افسون و ژیلا. اولش تا چند روز حالم گرفته بود. بعد یواش یواش بهش عادت کردم. این اولین بار بود که دنیای جدید رو تجربه می کردم. دنیایی از جنس مردگان، دنیایی که آدماش برای رها شدن از مشکلات و خلاص شدن از رنج ها نیاز به آرامش روح دارند، نیاز به تولدی دوباره، نیاز به زنده شدن، احیا شدن و یا احضار شدن."
آرش معیریان روند عجیبی در دوران کارگردانی سپری کرده است. سه گانه ي کمدی "کما ، شارلاتان ، چپ دست" و در فجر سال گذشته کاری جنگی با نام آن که دریا می رود. حال با احضارشدگان به جشنواره 26 آمده است. فیلم نامه ای که قاسم حجت زاده برای این فیلم نوشته بود به شدت تودرتو و گیج کننده بود. فرض کنید شخصی را می بینید که کشته می شود. فلاش می خورد ودوباره او زنده است. دوباره فلاش می خورد و می بینید او مرده است. این روند وقتی تمام فیلم را پر کند باعث می شود که فیلم مسخره شود.
در ابتدا گمانم این بود که فیلم تریلری است که گوشه ای هم به وحشت زده است اما با کمال تعجب دیدم که در میانه ي فیلم جایی که باید ترسید همه زدند زیر خنده! کیفیت افتضاح پخش در سینما بهمن و صدای بد هم مزید علت شده بود. شهرام حقیقت دوست، زیبا بروفه، مهدی سلوکی و سحر ریحانی بازیگران این فیلم بودند. تا حد کمی ایراد های کادری و تدوین وجود داشت و سایه ي بوم. با اینکه بازی ها بد نبود اما شایسته ي تقدیر هم نبود. اولین فیلمی بود دیدم تمام تماشاگران ضعیف انداختند. خلاصه فیلم نامه ي جالبی بود اما شورش رو در آورده بود. فیلم جشنواره ای نبود اما تو گیشه خواهد فروخت.
من خیلی علاقه داشتم که فیلم چراغی در مه کار پناه برخدا رضایی رو هم ببینم بیشتر از همه برای بازی پریوش نظریه اما این قدر سینما فلسطین بی نظم بود که نگو. هیچ اعتراضی وارد نبود. ظاهرا برای 11 سانس ویژه می فروختند و اصلا سالن 3 باز نکرد که صندلی های خالی را بفروشد. شاید اکثر سالن هم خالی بود. خود رضایی جلو سینما بود و تا نیم ساعت بعد فیلم هم دوستانش را بی بلیط داخل می فرستاد. خلاصه پلیس هم وارد جریان برای منظم کردن شده بود. اما بی قانونی و نرسیدن صدا به گوش مسئولین چیز جدیدی نیست.
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 19 بهمن1386ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
اولین روز از بخش فیلم های ایرانی را با دو فیلمی که شناخت کاملی از کارگردان هایشان داشتم شروع کردم و شروع بسیار عالی بود. هر دو فیلم توسط دو حرفه ای سینما ساخته شده اند. داستان کاملا به دل می نشیند و فیلم نامه داستان را خوب روایت می کند.
استشهادی برای خدا فیلمی از علیرضا امینی با فیلم برداری خوب محمد رضا سکوت با موسیقی خوب بهنام ابطحی. زمان می ایستد ، دانه های ریز برف ، نامه های باد و زمانی برای مستی اسب ها نام های آشنایی برای من بودند. باز فیلم در سرما و کولاک( مثل دانه های ریز برف) فیلم برداری شده است.
تدوین خیلی ضعیف عمل کرده بود. شاید هم طراحی صحنه. مثلا شما در نمایی کولاک می دیدید و لباس یخ زده ی بازیگران و در نمایی دیگر لباس ها نسبتا خشک بودند. در نمایی پاهایشان تا نیم متر توی برف است در نمای دیگر روی زمین خشک اند. این گونه اشتباهات که به کرات تکرار می شد به شدت در چشم می آمد. البته شاید از نظر فنی میسر نباشد که کل سکانس های بوران و برف در یک زمان فیلمبرداری شود. بازیگران جمشید هاشم پور ، محسن تنابنده ، احمد مهران فر و سروناز مستوفی بودند. هاشم پور که در حد سیمرغ نبود ولی تنابنده و مهران فر عالی بازی کردند. و به گمانم این آخرین بازی مستوفی باشد چون اصلا استیل بدنی و نوع بازی اش چیز خاصی ندارد.
تنابنده در نقش یک روحانی که در فیلم به او شیخ می گویند بسیار خوب خود را به دنیای سینما معرفی کرده است. مهران فر و تنابنده استحقاق سیمرغ دارند. داستان گرد حدیثی می گردد که اگر مومنی بمیرد و 40 مومن شهادت دهند که از او راضی اند و او خوب زندگی کرده خدا او را می بخشد. حال هاشم پور کوه به کوه دنبال استشهادی برای خداست. خواب زمستانی خواب زمستانی را خیلی دیر وقت دیدم و جشنواره هم که فقط یک حلقه فیلم به سینما فلسطین داده بود که هم سانس 10 هم سانس 10.30 را اکران کنه. خلاصه سانس 10.30 با نیم ساعت تاخیر به نمایش در اومد و 12.30 از سینما بیرون آمدیم تازه با یک قطعی 10 دقیقه ای وسط فیلم.
باغ فردوس پنج بعد از ظهر را این قدر دوست داشتم که این فیلم سیامک شایقی جزو اولویت های من بود. موسیقی سعید شهرام خیلی مناسب فیلم بود. فیلم برداری داریوش عیاری هم به اعتقاد من مستحق سیمرغ است. تمام بازیگران این فیلم در حد سیمرغ امسال بودند و این از بازی کشیدن خوب شایقی است. حتی پگاه آهنگرانی که در آتش سبز گند زد اینجا خیلی به نقش خود چسبیده بود. بازی فاطمه معتمد آریا در نقش یک زن فلج شاهکاری در بازیگری بود. لادن مستوفی هم که انگار از آسمان در سینما افتاد و باز مثل باغ فردوس عالی و پر حس بازی کرد. از اون طرف بازیگران مرد فیلم هم خیلی خوب بودند که فقط شاهرخ فروتنیان را می توانم ذکر کنم اما 3 بازیگر دیگر مرد این فیلم هم به شدت عالی بازی کردند. (دیگر بازیگران کوروش تهامی ، فرشید منافی و مهدی میامی بودند) داستان ساده بود ولی عنصر اصلی جنس زندگی آدم ها بود. کل داستان این فیلم و باغ فردوس یک چیز بود آن هم انسان ها و انواع عشق هایشان. آزیتا حاجیان هم نقش بسیار کوتاهی در فیلم داشت.
البته باید خاطر نشان بشوم که در چند صحنه سایه ی بوم در کادر بود یا در مواردی کات برای اشتباه گفتاری داده نشده بود که با این حال اصلا به چشم می آید. در ضمن روز چهارشنبه هفدهم بهمن ماه فیلم برگزیده بخش در جست و جوی حقیقت، روز پنج شنبه فیلم برنده سیمرغ بهترین کارگردانی در بخش جام جهان نما ، روز جمعه نوزدهم بهمن ماه فیلم برگزیده بخش جلوه گاه شرق ، روز شنبه بیستم بهمن ماه فیلم برنده سیمرغ بهترین فیلمنامه بخش جام جهان نما ، روز یکشنبه بیست و یکم بهمن ماه فیلم برنده سیمرغ کارگردانی بخش در جست و جوی حقیقت و روز دو شنبه بیست و دوم بهمن ماه فیلم برنده جایزه ویژه همگرایی آسیا از بخش جلوه گاه شرق به روی پرده می رود. جوایز بخش بین الملل هم به این ترتیب اهدا شدند : "باد بر علفزار می پیچد" از ایران به عنوان بهترین فیلم جام جهان نما "جزیره" ساخته پاول لونگین از روسیه به عنوان بهترین فیلم در جست و جوی حقیقت "انتظار در تاریکی" ساخته کاتسویوگی او آنا و شونسوکه کوکا از ژاپن به عنوان بهترین فیلم جلوه گاه شرق
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به "فرانسیسکو وارگاس" از فیلم ویولون از مکزیک سیمرغ بلورین ویژه تماشاگران به "پائولو برانکو" از فیلم بسیار خوب متشکرم سیمرغ بلورین بهترین دست آورد فنی و هنری به "اوز گوراکن" از فیلم تخم مرغ سیمرغ بلورین بهترین فیلم کوتاه داستانی به "ال اچ او" از آلمان
سیمرغ بلورین بهترین فیلمنامه به "محمدعلی آهنگر" و "محمدرضا گوهری" برای فیلم فرزند خاک سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی به "تاکاشی کویی زومی" برای فیلم پرفسور و معادله محبوبش از ژاپن
"سید رضا میرکریمی" و "شادمهر راستین" بهترین فیلمنامه برای فیلم به همین سادگی "سید رضا میرکریمی" بهترین کارگردان (به همین سادگی) جایزه ویژه همگرایی در آسیا به فیلم "زندگی در ترس" ساخته یوی تاک چوین
دیپلم افتخار این بخش نصیب "مصطفی شایسته" تهیه کننده فیلم کنعان شد.
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 18 بهمن1386ساعت 2:24 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
Goodbye Bafana در چهارمین روز جشنواره به دلیل نرسیدن استشهاد مجبور شدم خداحافظ بافانا رو ببینم. از این لحاظ که زندگی نرسون ماندلا بود خیلی از فیلم خوشم اومد اما سانسور و زیرنویس بد خیلی چهره ي خوشایندی برای فیلم باقی نذاشته بود. این فیلم محصول 2007 و با همکاری آلمان ، فرانسه ، بلژیک ، آفریقای جنوبی ، ایتالیا و انگلستان بود. داستان بر سر زندان بان نرسون ماندلاست که بعد از 27 سال که آزاد می شود همچنان زندان بان همراه اوست و دوستان خوبی شده اند. چهره ي همسر زندان بان اصلا در گذر زمان تغییر نکرد. نوع بازی ها و روایت داستان خوب بود. با اینکه کشور های سازنده جز آفریقای جنوبی سفید اند ولی کاملا فیلم دفاعی از تفکرات ضد نژاد پرستی بود. و این هم بیل آگوست سازنده ی این فیلم.
هامون و دریا
تلفن زنگ خورد. هادی بود. گفت بلیط وزارت ارشاد داره. می دانستم که هامون و دریا راضی کننده نخواهد بود و مجانی بودنش هم خیلی مهم نبود. اما اون ساعت فیلم ایرانی دیگری نبود. در هیچ فیلمی به این اندازه نخندیدم. فیلم داستانی شبیه فیلم های اسطوره ای داشت که اگر دختر شاه پریون رو می خوای از هفت کوه بگذر و ... . بازیگر دختر فیلم به نسبت بازی بی دیالوگ خوبی داشت. ابراهیم فروزش خیلی فیلم های خاصی در کارنامه ندارد و بیشتر کارهای کودک کرده است. فیلم با اینکه می رفت به سمت موزیکال شدن اما اصلا نوع موسیقی مطلوب تماشاچی نبود.
روز آخر جشنواره بسیار پرکار برای من بود و بسیار لذت بخش. خستگی تمام فیلم های ضعیف ایرانی که مایوسم کرده بود از تنم در آمد. دو فیلم کولاک ایرانی و دو فیلم خوب خارجی.
In The
فیلم نامزد اسکاری که راجع به فجایع عراق و سربازان آمریکایی بود که در عراق بودند. در پسران پرواز چهره ای مثبت از سلحشوران آمریکایی ساخته شد اما در این فیلم دوستان یک سرباز به او چاقو زده بعد مثله کرده در انتها کباب می کنند بعد به بیابان برده پخش می کنند! فقط سر یک دعوا که همه مست هم بوده اند. ضرب آهنگ فیلم خیلی خوب است و بازی تامی لی جونز در مقام پدر و چارلیز ترون به عنوان پلیس عالی است. کار کاملا حرفه است و تدوین و دوربین کار را بهتر کرده اند. پل هگیس با فیلم تصادف و فیلم نامه ي دختر میلیون دلاری و نامه هایی از ایوو جیما کارنامه ي قوی دارد. فیلم کاملا رضایت بخش بود با اینکه جنایات سربازان آمریکایی واقعا دلهره آور بود.
برای دومین روز هم باز استشهاد نرسید. من از قبل تصمیم داشتم که بسیار خوب متشکرم رو ببینم که همین طور هم شد. Very Well, Thank You
محصول 2007 فرانسه. با بازی بسیار طبیعی گیلبرت مل کی و ساندرین کیبرلن. تم فیلم به شدت از اول فیلم من رو تحت تاثیر قرار داد. با اینکه یک مشکل خیلی اساسی تمام فیلم آدم رو اذیت می کرد و او بودن بوم به طور تابلو در کادر بود. داستان گیر دادن الکی پلیس به یک شهروند معمولی و قانونمند بود. چیزی که بارها به آن فکر کرده بودم یا دیده بودم دوستانم مواجه شوند. یک روز از خانه بیرون می آیید. می بیندی پلیس دارد چند نفر را میزند. نگاه می کنید. پلیسی می گوید گورت رو گم کن. می گی مگه چی کار کردم. می زندت و می بردت یک شب بازداشتی. بعد می گی رئیس کیه می گن نداریم. می گی مگه می شه می خوام از رفتار زشت شما شکایت کنم. می ندازنت با لگت بیرون تا می آی حرف بزنی می برنت بیمارستان روانی. بعد این وقایع دیگر پرونده داری و جایی کار بت نمی دن! به عقیده من فیلم ساز پایان خوبی برای فیلم نداشت بلکه کاملا داستان را برید. ولی خوب برشی بود.
فرزند خاک
فیلم شاهکاری در گونه ی دفاع مقدس از محمد علی آهنگر با بازی فوق العاده ی شبنم مقدمی و مهتاب نصیرپور و با مشاوره ی جمال شورجه. فیلم به نوعی فیلم جاده ای بود. روایت پیدا کردن جسد همسر شهید. روایت عشق ، به گونه های مختلف. موسیقی عالی فیلم. تدوین خوب. بازی عالی بازیگران. القای حس. طبیعت زیبا. در جایی از غم می خواهی بگریی در جایی لبخند می زنی. کلی مفهوم در پشت 90 دقیقه فیلم. زیاده نمی گویم جز اینکه ببینید حتما این فیلم بسیار زیبا رو.
در میان ابرها
فیلمی از روح الله حجازی با بازی الناز شاکر دوست و یونس غزالی. همه چیز از یک عشق ایجاد می شود. می توان گفت مالنای ایرانی است. پسری عاشق زن عربی می شود. فیلم برداری عالی است. استفاده از زوایای مختلف با همکاری تدوین خوب و انتخاب کادر. موسیقی همراه و زیبا. همه و همه دست به دست هم دادند تا کارگردانی و موضوع بی نظیر فیلم تبدیل به اثری دلنشین شود. سکانس پایانی که به شدت سینما را ترکاند. این قدر این عشق زمینی و زیبا بود که همه را تحت تاثیر قرار داده بود. از شاکر دوست اصلا انتظار نداشتم که به این خوبی بازی کند. البته باید منتظر منتقدین هم بود چون شاید گفتار عربی او ایراد هم داشته است. از ایراد های این فیلم و فیلم قبلی نبود زیر نویس فارسی برای جملات غیر فارسی مثل کردی یا عربی بود. شنیده بودم که این فیلم جایزه ها را امسال درو می کند و الان با توجه به اینکه سلیقه داوران اینگونه فیلم هاست کاملا مطمئن هستم. این هم از آخرین روز بخش بین الملل.
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
روز چهارم دوشنبه 15 بهمن و همراه با فیلمی ....... هامون ودریا یکی از دوستان زنگ زد و گفت بلیط سالن وزارت ارشاد رو دارم و امشب نمی رم می خوای؟ گفتم خب مفته دیگه! و ساعت 10 و نیم شب به دیدن فیلم رفتیم. ابتدای فیلم با آرم کانون پرورش فکری فکر می کنیم که فیلم کودک است و در ادامه با فیلمی عشقی روبرو می شویم که در بستر بیابان های این سرزمین با انبوهی از نابازیگران ساخته شده است، فیلمی که معلوم نیست چه می گوید؟ و هدفش چیست؟ ابتدا با دعوا و عاشقی پسر شروع می شود بعد به سفری می رود و بر می گردد و در انتها تکه ای از قصه هزار و یک شب می شود و تمام. ابراهیم فروزش نام ناآشنایی است که فیلم ضعیفی ساخته است و فیلم جدی او از شدت ضعف بارها و بارها باعث خنده تماشاگران شدو از نکات مهم این فیلم استفاده زیاد از موسیقی بود که کم کم داشت فیلم را موزیکال می کرد. هامون و دریا برگ ناموفق دیگری در سینمای کودک ماست و بی شک فیلم ضعیفی است. ************************* روز پنجم و آخر بخش بین الملل دوازده روز اول قبل از به همین سادگی همین فیلم در سینما فلسطین اکران داشت و بلیطش فراوان، ولی وقتی یک ربع قبل از اکران به سینما فلسطین رسیدم با دیدن صف اندکی نگران شدم و یافتن یک دوست کار خودش را کرد! ساعت 1و نیم سالن 3 سینما فلسطین بخش مرور آثار نیکتا میخالکوف. اولین فیلمی بود که از میخالکوف می دیدم و البته از نامزدی اسکار فیلم آخرش هم با خبر بودم ولی بعد از تماشای فیلم و مواجه شدن با فضای تئاتری فیلم و پرس و جو متوجه شدم که میخالکوف در روسیه به تئاتری ساختن معروف است.
کاملا احساس می کنی که داری تئاتر تماشا می کنی، بازی ها، لوکیشن محدود به یک سالن ( که حتی وقتی شخصیت به دستشویی می رود هم دوربین دنبالش نمی رود) استفاده زیاد از طنز، استفاده از دیالوگ به جای تصویر همه و همه حکایت از یک تئاتر فیلمبرداری شده به مدت 153 دقیقه می کند. البته در تصاویری (حدود 10 دقیقه) بار ها فلاش بک می زند و از کودکی محکوم به اعدام ( که حالا 12 نفر عضو هیئت منصفه باید در مورد او تصمیم بگیرند) می گوید. انتهای فیلم از همان ابتدا تقریبا معلوم بود آزادی محکوم به اعدام و مطرج کردن این قضیه که آزادی حقی است برای همه حتی اگر بدانیم یک نفر با به زندان رفتن بیشتر زنده می ماند. اگر دوازده را از منظر سینمایی بخواهیم قضاوت کنیم تبدیل به کار متوسطی می شود، چه از نظر بازی و چه تصویری و چه اغراق آمیز بودن آن.
هادی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 17 بهمن1386ساعت 2:50 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
Matrimony ازدواج یا روح در قلب نام اولین فیلمی بود که در روز سوم جشنواره دیدم. کاری از چین محصول 2007 از آنجایی که می دانستم در ژانر وحشت است علاقمند به دیدن آن بودم.
بازی بازیگران خیلی واقعی و مناسب سینمای وحشت نبود. دخترک در فیلم کاملا با روح کنار آمد. این مساله باعث شد که ترس کمتری بر بیننده ایجاد شود. فیلم در واقع فیلم نامه ي بسیار ضعیفی داشت که البته به طور مثال کینه هم اینگونه بود و تنها مسئولیت فیلم ایجاد ترس بود که اصلا خوب از عهده ي آن بر نیامد. صحنه ي مربوط به تصادف نامزد مرد خیلی مصنوعی ساخته شده بود. صدای فیلم در سطح خوبی قرار داشت ولی کپی بود. شما کاملا می توانستی اینگونه صدا سازی ها را در دیگر فیلم ها هم مشاهده کنید. یکی از ایراد های فیلم از بین بردن تهدید و دلهره حاصل از آن بود. تا وقتی ندانی در کمد چیست ترس در دل بیننده است اما وقتی حتی یک روح بیرون بیاید و با شما گلاویز شود دیگر ترسی باقی نمی ماند. تم داستانی جای کار خیلی بهتر داشت. لوکیشن فیلم واقعا عالی و زیبا بود. خانه ای قدیمی و چند طبقه میان جنگلی انبوه. فیلم برداری فیلم در حد قابل قبولی بود. دوربین از دور خیلی خوب از توی جنگل خانه را می گرفت. صحنه های کمی ترسناک فیلم هم از این فیلم برداری خوب بود. دوستان جشنواره ای هم که کم لطفی نکردند و فیلم را تکه تکه کردند. جالب اینکه فیلم کاملا شرقی است و حتی در فیلم مرد به زنش دست هم نمی زند اما زیر نویس می رفت اما تصویر نبود یا ... ولی کاملا فیلم های خارجی در این جشنواره منزجر کننده بودند. در کل چون با تخفیف دانشجویی بود بد نبود. آتش سبز ترجیح می دهم راجع به این فیلم اصلانی با بازی به شدت ضعیف پگاه آهنگرانی و با بازی مهتاب کرامتی و مهدی احمدی و عزت الله انتظامی چیزی نگویم.
نزدیک به 3 ساعت در سرما برای این فیلم در صف ایستادم. در موقع فروش در صف زن ها به سرعت وارد عمل شدند و تمام جلویی و پشت سری های من بلیط گرفتند و به این نتیجه رسیدم که اینگونه نمی شود در صف ایستاد. در اول صف از دوستان قدیم کسی را دیدم و خلاصه موفق به دیدن این کار عجیب شدم. اینقدر کار خسته کننده بود که به راحتی می شد بعد از نیم ساعت بلند شد.
شاید فقط نکته با ارزش فیلم طراحی لباس ژیلا مهرجویی بود که شاید سیمرغ بگیرد و گریم. چون افتضاح در صندوق ها نبود من ضعیف دادم. جالب اینکه در پایان فیلم یک عده تا سر حد مرگ دفاع می کردند و می گفتند بارها این فیلم را باید دید و بر سر صندوق ایستاده بودند و بحث می کردند. عده ای هم به شدت فیلم را می کوبیدند. خلاصه این هم از داستان هدر رفتن روز سوم جشنواره !
ایمان
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 16 بهمن1386ساعت 10:56 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
سلام این وبلاگ تولدش همراه با جشنواره بوده و هرچند در این یکسال کم نوشتم ولی سعی می کنم گزارشی از همه فیلم هایی که در جشنواره می بینم بدهم. امسال هم جشنواره جمعه شروع شد البته 12 بهمن و من موفق به دیدن فیلمی نشدم و جشنواره برای من از روز دوم شروع شد. به همین سادگی ساعت 4، بعد از تحمل بیش از 2 ساعت صف در سینما فلسطین در بخش سینمای آسیا. روایت زندگی یک روز از زندگی یک زن خانه دار ایرانی هنریست که رضا میرکریمی تا حدودی به آن رسیده است. فیلم از صبح و خانه ای به هم ریخته شروع می شود و ابتدای کار یک زن خانه دار، پیغامی که مادرش می گذارد، درخواست استخاره و حالات زن نشان از یک فکر و تصمیم در زن دارد که تا آخر فیلم تماشاگر را با خود می کشاند. رفتارش با بچه ها و کارهایی که می کند همه حکایت از علاقه مادر به فرزندانش و حتی همسرش است ولی انگار دیگر نمی تواند، در یک شک و تردید به سر می برد، به دیدار دوستانش می رود، حساب نسیه مغازه را صاف می کند و حتی با برادرش که به تهران آمده هم تلفنی صحبت می کند که شاید برود ولی ......... به همین سادگی فیلم آرام و دلنشینی است که خوشبختانه ایراد چندانی در فیلمنامه ندارد ( هر چند کامل نیست ) که همکاری شادمهر راستین با میرکریمی در این امر بی تاثیر نبوده است. بازیگر نقش زن هنگامه قاضیانی است که می توانست بهتر بازی کند هرچند حالات روزمرگی یک زن را خوب بازی کرده است. از فیلمبرداری روی دست آلادپوش خوشم نیامد، مخصوصا وقتی دوربین روی دستش می لرزید. فکر کنم با خوش شانسی و کمی ارفاق فیلم اولی که دیدم در مجموع خوب بود، هر چند خیلی هم خوب در نیامده است. ************************* یکشنبه 14 بهمن روز سوم و یک فیلم کنعان ساعت 3 بعد از ظهر در حالیکه 3 ساعت در سوز و سرما می ایستیم و فیلم هم یک ساعت دیر می رسد ، بعد از تماشاگران فهیم توو صف زن جشنواره، بلیط سینما فلسطین بخش بین الملل را می خریم و به تماشای فیلم می نشینم، همراه با نویز دائم بسته چیپس بغلی و وزوز دو تا جلویی. مانی حقیقی را با نام و تعریف از دو فیلم قبلی اش آبادان و کارگران مشغول کارند می شناختم، دو فیلمی که ندیده ام. کنعان فیلمی است سردر گم که تا آخر هم معلوم نمی شود چه می خواهد بگوبد، روی مرز روایت داستانی و ضد داستان قدم می گذارد معلوم نیست نقش اول فیلم کیست؟ مینا (ترانه علیدوستی) یا مرتضی (محمدرضا فروتن) و یا حتی آذر (افسانه بایگان) یا علی (بهرام رادان). نمادسازی ها همه عجیب و نامفهومند هی می خواهی به خودت تلقین کنی که نه این یک چیزی داره که نمی فهمی ولی باز چیزی دستگیرت نمی شود و نفرینی نثار روح ..... ! جدای از این مسائل از بازی خوب ترانه و افسانه بایگان نباید غافل شد و بهرام رادان که واقعا کم کم دارد جا پای بزرگان سینما می گذارد. کنعان از اون فیلم هایی است که دوست دارم در موردشون بیشتر بدانم و شاید دوباره ببینم، شاید اسیر سانسور شده هر چند بعید است. کنعان با ارفاق زیاد فیلم متوسطی است که شاید همه ی این را هم مدیون همکاری اصغر فرهادی در فیلمنامه باشد قلمی که حسش و نوع فکرش کاملا در فیلم ساریست. هادی
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 10:45 قبل از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |