![]() |
![]() |
|
|
رسول ملاقلی پور, کارگردان حوزه سینمای دفاع مقدس, رسول 14 فیلم در حوزه سینمای دفاع مقدس از خود به یادگار گذاشته است. از جمله ي فیلم هایش می توان به رسول ملاقلی پور متولد 1334 تهران بود. ملاقلی پور فیلم کوتاه «شاه کوچک» را با دوربین 16 م.م ساخت که موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از جشنواره وحدت شد. او نخستین فیلم بلند خود را در سال 1363 با نام «نینوا» با دوربین 16 م.م ساخت و به این ترتیب به سینمای حرفه ای راه یافت. رسول ملاقلی پور با ساخت پرواز در شب (1365) جایزه بهترین فیلم را از جشنواره پنجم فیلم فجر بدست آورد. با افق قدرت کارگردانی خود را به رخ همگان کشید و با ساخت مجنون و خسوف همگام با شرایط روز حرکت کرد. اما با فیلم پناهنده نزد منتقدان به محبوبیت رسید و در سال 1374 یکی از بهترین فیلمهایش را ساخت: سفر به چزابه . شکست سفر به چزابه در اکران عمومی و توقیف نجات یافتگان، ملاقلی پور را واداشت تا برای جبران ضرر، بدترین فیلم کارنامه اش را رقم بزند: کمکم کن. و برای اثبات توانایی هایش اما در سال 1378 ملاقلی پور فیلم سه اپیزودی نسل سوخته را ساخت و خیلی چیزها را ثابت کرد. نسل سوخته شاهکار ملاقلی پور است. قارچ سمی که در سال 1380 ساخته شد، تمام ضعفهای کمکم کن و تمام قوتهای نسل سوخته را یکجا با خود داشت. یک فیلم خوش ساخت با شخصیتها و نگاهی آشفته و روان پریش. مزرعه پدری جدیدترین ساخته ملاقلی پور بود که در روز 20 آبان 1381 کلید خورد، به گفته خودش خداحافظی او از سینمای دفاع مقدس را به همراه داشت. و نیز پایانی عالی " میم مثل مادر" روحش شاد و یادش جاودانه . ایمان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 17 اسفند1385ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
در دوم دی ماه بحث سانسور و سینمای وحشت رو در دو قسمت مورد بررسی قرار دادیم. نظر خیلی از دوستان این بود که هیچگاه در پایان بحث ها نتیجه گیری درستی انجام نمی شود. در این پست بر آن شدم که جمع بندی از نظرات دوستان رو ارائه کنم. تقریبا بالاترین تعداد نظر رو در طول یکساله ي کارمون داشتیم. مجموع نظرات دوستان به بیش از ده صفحه ي با فونت ریز ورد رسید. من در هیچ کجای این بحث نظرات شخصی رو لحاظ نکردم. چیزی که همه متفق القول بودند نامناسب بودن سانسور در ایران بود. البته در موضوع سانسور از ریشه و اساس اتفاق نظر نبود. موارد مهم بحث رو به صورت قرمز آورده ام. جالب اینکه در دو مورد به عکس های بحث خرده گرفته بودند. و باید پاسخ بدهم که چگونه می توان از سانسور حرف زد در صورتی که باز می خواهید وبلاگ ها رو هم سانسور کنید. من سعی کردم با معنی ترین عکس های هر فیلم رو در اینجا قرار بدهم. اگر تازه به خوانندگان ما پیوسته اید این دو مطلب را از اینجا و اینجا ببینید. 1: مردم گیرشون رو مسائل سکسی هست و روی فیلم های ترسناک اصراری ندارند. 2: ما در مورد وحشت گاهی کاسه ی داغتر از اش هستیم. 3: در مورد وحشت ایراد اصلی باز از همون نداشتن قاعده و قانون برای پخش فیلمه. 4: همه ی فیلم پخش بشه زیرشم بنویسن که بچه ها نبینن. 9: فروش کل /خوابگاه دختران/ در اکران تهران و شهرستان ها بالای یک میلیارد تومن بوده. (پس طرفدار داشته) 10: من شخصا از فیلمهایی که موضوع ترسناک دارند بیشتر خوشم می آید تا فیلمهایی که صحنه های ترسناک دارد. 11: من کلا سانسور را چیز بدی میدانم،حتی سانسور بدترین و مخرب ترین چیزها که تنها سودی که دارد این است به آن چیز اصالت میدهد و آن چیز را مطرح میکند. 12: من معتقدم که ما اگر هنجاری داریم باید چنان قوی باشد که نه تنها در مواجهه با عصر مدرن و دیدن چند صحنه سکسی ذوب نشود بلکه بتواند خودش را به آنها تحمیل کند. به عبارت دیگر به جای سانسور کردن ما آنها را ببینیم و اگر هنجار ما قدرت آن را دارد بتواند شیوه صحیح آن را بسازد و بیان کند نه اینکه به هنجارهای عصر مدرن لعنت بفرستیم! 16: سانسور رو قبول ندارم تحت هر عنوانی , اگه ما قبول کردیم که فیلمی خوب است و در حدیه که از تلویزیون ایران پخش بشه دلیلی نداره سانسور بشه . 18: در سينماي هاليوود از زن –سكس-و مذهب به عنوان يك ابزار قدرتمند براي فروش فيلمها استفاده ميشه و جالبتر اينه كه اين سه موضوع با هم اميخته ميشوند .نتيجه اين ميشود كه شاهد پرفروش ترين و محبوب ترين فيلمهاي جهان ميشويم. اما يك جا نشان دادن صحنه هاي سكسي لازمه نشان دادن بعضي كشت هاي شخصيتي است. 19: بعضي از فيلمسازان از موضوع سكس و تصاوير اروتيك براي فروش فيلم و به عنوان يك ابزار استفاده ميكنند و عده كمي از فيلمسازان از اينگونه تصاوير به عنوان يك انتقاد و يا زبان اعتراض نسبت به موضوعاتي خاص مثل ساختارهاي غلط يك جامعه و مسائيلي ديگر استفاده ميكنند 20: من معتقد هستم كه صدا و سيما با پوشاندن زنان در فيلمها و سانسور هم به مردم توهين ميكنند و هم به خودشون. 21: متاسفانه شاهكار هاي صدا و سيما فقط به اين ختم نميشه و اصلا موضوع يك فيلم رو عوض ميكنند ...فيلم هاي مطرحي مثل دشت گريان و يا فيلم تصادف كه از تلوزيون ايران پخش شد كاملا موضوعشان تغيير كرده بود!همه اين عوامل بر ميگرده به همان نرسيدن بلوغ نسي و فكري در مردم ايران و اموزه هاي سخت مذهبي كه دچار ان هستيم. 22: كسي كه جنبه ديدن يك صحنه اروتيك و سكسي رو نداره و به بلوغ جنسي نرسيده(كه علتش رو گفتم) فكر ميكنه كه ديگران هم مثل خود او هستند ! 23: بدبختی اینجاس که این بی پدرها دیالوگ ها را هم عوض می کنند! من که به تلویزیون ایران اعتماد ندارم چون جز دروغ چیز دیگه ای برای مخاطب نداره. 24: ببینم من کامل نقدت رو نخواندم ولی این عکس ها خیلی ناجورند . 25: به نظر من سانسور چيز بدي هست اما با اين حال سانسور به جا که باشه مفيد هم هست. تمام کشور هاي دنيا از سانسور خبري و حتي تبليغاتي استفاده مي کنند. شما فکر مي کنيد چرا شبکه المنار تحريم شد. آيا مسائل مربوط به هولوکاست به راحتي از شبکه هاي غربي قابل پخش هستند 26: من اعتقاد دارم که بايد نهاد سانسور کردن يکي باشد تا در فيلمي کوتاهي دامن را سانسور نکنند و در فيلم ديگر زني را با لباس غواصي نشان دهند. در ضمن فيلم هايي که کاملا حرفه اي و هنري ساخته شده اند را يا نشان ندهند يا در اکراني خصوصي به اهل هنر نشان دهند. 28: زن و سکس در يک رديف هستند. بايد سانسور را در دين و سکس و سياست جستجو کرد. البته فيلم هاي پرفروش امسال از اين دست فيلم ها نبودن. بعضا از ژانر وحشت بودند يا پليسي. 31: ملاقات با طوطی یا شارلاتان به طور کامل به بیننده توهین می کنند ولی آمار فروش بالای اینگونه فیلم ها نشان دهنده ی ذائقه ی ایرانی است. من هم کاملا سانسور رو اشتباه می دونم. ولی چرا فیلم هایی که توی جشنواره ی فجر پخش می شن توی سینما به نوعی وتو تلویزیون به نوع دیگری سانسور می شن. 36: چالش اصلی به مسائا اجتماعی بر می گرده که هر چند روز به روز داره بهتر می شه ولی هنوز بدجوری سینمای ما رو آزار می ده , شاید نمونه ی بارزش جعفر پناهی باشه , اگه دایره این روزها ساخته می شد شاید مجوز نمایش می گرفت , مشکل اساسی آفساید هم جلوتر از زمان بودنش است , اینا نمونه هایی بودن که به کل سانسور شدن , بماند فیلمایی که بعد از ساخته شدن و حتی نمایش در فجر برای اکران عمومی ممیزی می شوند (خانه ای روی آب را که به یاد دارید) بماند فیلم هایی که در حین نمایش هم اسیر ممیزی می شوند (بچه های بد و مارمولک )و باز بماند سانسور فجیع آنها در هنگام پخش تلویزیونی آنها ( هامون , عروس آتش و... ) 37: من هم معتقدم تنها راه حل گذشت زمانه..ما تنها کاری میتونیم بکنیم اینه که انتخاب رو بر عهده ی خود بیننده بذاریم.اخیرا یه دی وی دی از فیلم تصادف کراننبرگ خریدم که ابتدای فیلم خودت میتونستی رده بندیش رو انتخاب کنی.که صحنه ی عمیقش نمایش داده بشه یا سانسور بشه.من با این کار خیلی موافقم. بجای بیننده تصمیم گرفتن (حتی اگه کاملا مطمئن باشیم که شعور و درک کافی نداره) تجاوز اشکار به ازادی فردیه.حتی اگه فردی شعور نداشته باشه اما ازادی داره. 38: من معتقدم که سانسور در بعضی جاها و بعضی از جوامع که دارای فرهنگ خاص خودشون هستن باید تا حدودی رعایت بشه . خصوصا سانسور صحنه های سکسی و در کشورهایی مثل ایران . 40: در مورد استفاده بیش از حد سکس در فیلم خیالبافهای برتولوچی : اولا داستان فیلم در فرانسه است.فرانسویها هم علا قه زیا دی به سکس دارن مثلا نماد این کشور خروسه و این حیوون هم نیاز به معرفی بیشتر نداره.پس طبیعیه که در فضای فرانسوی سکس زیادی می بینیم. از طرفی خیالبافها مقایسه ای بین سینما(روابط ساختگی بین خواهر و برادر) وواقعیت(تظاهرات ).البته در لایه های زیرین فیلم. سکسه زیادی می بینیم چون نباید هم واقعی باشه .ادای فیلم ها رو در می آرن ودر دنیای خیالی خود زندگی می کنند.حتی در آپارتمان خود چادر می زنند تا بازی در خیال ادامه داشته باشد. 42: نمی تونم بگم سانسور خوبه ولی وقتی دارم با خانوادم یه فیلم رو نگاه می کنم دوست ندارم صحنه های خیلی خشن یا سکسی ببینم. مشکل تو ایران حل شده هر چی بخوایم تو دی وی دی می بینیم و چیزهای پاستوریزه شده هم از تلویزیون می بینیم. 43: با این نوع فیلم دیدن با خانواده و غیره هم مخالفم هم موافق.موافقم چون خودم هم همینطور رفتار می کنم. مخالفم چون که فکر می کنم دلیل این کار من این باشه که تلویزیون خیلی پاستوریزه برخورد کرده و باعث شده که همچین فیلم هایی رو نشه با خانواده دید.البته هرچیزی جایی داره. 44: ساسنسور علتش خودمون هستیم. چون توی جامعه ما این تعیین شدس چه بخوایم چه نه اگه یه روزی توی تلویزیون یه فیلم بزاره و ما با خانواده داریم نگاه میکنیم و بعد وسطش یکی از همون فحش ها که دوستمون از ترجمه ی مودبانش ناراحت بود پخش بشه مثلا مادر ... ما جلوی خانواده خجالت نمی کشیم تورو به خدا با خودمون رو راست باشیم . 45: حرف شما چه درست باشد ، چه غلط ، چه اینوری باشد و چه آنوری . عکس هایی که گذاشته اید اصلاً ارزش خواندن را برایش نگذاشته . با تاسف . ایمان
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 10 اسفند1385ساعت 2:53 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
جشنواره بیست پنجم فیلم فجر شاهد حضور بزرگان سینمای ایران بود و طبیعتا سالی جنجالی و پر حادثه را می طلبید و انتظار همگان هم بر این بود که فیلم های خوبی هم ببینند که متاسفانه این چنین نشد . جشنواره امسال آشتی تماشاگران با سینما بود ، چند سالی بود که دیگر این گونه صف ها رو به کاهش بود و اوج آن سال گذدشته بود که در غیبت بزرگان فیلم های خوبی ( به مقیاس سینمای ایران ) با استقبال روبرو نشدند ، امسال بعد از سال ها آن صف های چند صد متری در سرمای بهمن ماه به وجود آمد . جشنواره ی امسال مجموعه ای از فیلم های متوسط و البته امیدوار کننده بود فیلم هایی که خوب هایشان خون بازی و سنتوری بود که روی موضوع مواد مخدر می چرخیدند و دیگر خوب هایش روز سوم و اتوبوس شب بود که بازگشتی به موضوع جنگ و دفاع مقدس داشتند . ( پابرهنه در بهشت و مینای شهر خاموش را ندیدم ) جشنواره ای که فیلم های قابل تاملی مثل پارک وی و اقلیما داشت که می تواند آغاز خوبی برای سینمای وحشت در ایران باشند و آن طور که شنیدم اکثر پروژه های سینمایی امسال روی ژانر وحشت ساخته می شوند . جشنواره ی امسال بیشتر جشنواره ی اتفاق ها بود تا جشنواره ای از فیلم های خوب اتفاق هایی که امیدوار کننده بود و تا حدودی خوشحال کننده برای سینمای وطنی . اخراجی ها فیلمی بود که بیشتر از مهم بودن فیلم و صف های طولانی و سانس های فوق العاده و خنده های انفجاری فیلم ، سازنده اش مورد توجه و انتقادات و نکوهش ها قرار گرفت و نهایتا آن قائله ی اختتامیه . سنتوری فیلمی که آبان ماه آماده ی اکران بود تا روز پنجم به دلیل مسائل ممیزی نرسید و هرچند گفته می شود باز قسمت هایی سانسور شده ولی نمایش فیلم نشان می دهد که اهالی سینما و مقاومتشان در برابر سانسور می تواند نتیجه بدهد ، هرچند حالا حالا ها باید اعتراض کرد . کیمیایی سال گذشته حکم را فبل از جشنواره اکران کرد و من فکر کردم او دیگر به جشنواره فیلم نمی دهد ، اتفاقی که نیفتاد ولی چه فایده که رئیس فقط دو روز آخر رسید آن هم با صدای بد ، ژانر کیمیایی بالاخره دوست داران خودش را دارد . امسال بر خلاف پارسال که اکثر فیلم ها زن محور بودند ( به دلیل همان چرخش به سینمای جنگ یا مواد مخدر و حتی وحشت ) قحطی نقش اول زن بود و در این فرصت باران کوثری به شایستگی درخشید و به جرات بهتربن بازیگر جشنواره ی امسال بود برای دو نقش متفاوت . جشنواره امسال از نظر داوری و اعلام نتایج هم عجیب و غریب بود ، جشنواره ای که از دو داورش تجلیل می شود نمی تواند بر استقلال رای داوران شهادت دهد ، و جشنواره ای که مشتی فیلم متوسط دارد که برخی بهترند محکوم به ناداوریست ، من هم برای جشنواره ای که بهترینش روز سوم باشد که به نظر من بود تاسف می خورم . جشنواره ی امسال یا نمایشگاه یکسال تلاش فیلمسازان ایرانی تمام شده است ، ده روز همه ی نگاه ها به سینما بود ، همیشه به آینده باید امیدوار بود . |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 8 اسفند1385ساعت 5:52 بعد از ظهر توسط سینمای خودمونی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
سینما ، تئاتر
داستان کوتاه ، فیلم نامه ، نمایش نامه نقد فیلم ، نقد کتاب |
| پیوندها |
|
مطالبی در مورد سینما Nicole Kidman Lover دلبستگی پرده شیشه ای شب روشن سینمای نوین بلیط |
|
RSS
View My Stats |