تبليغاتX
سینمای خودمونی

 

    حدود 2 ماه است که همون حداقل کاری که با خودم قرار گذاشته بودم در این وبلاگ انجام بدهم را هم نکردم و حالا موندم با کلی فیلم که در این دو ماه روی پردده ی سینماها بوده اند .

 

  تقاطع :

 فیلمی متفاوت در سینمای ایران که بنابر عادت این روزهای منتقدان متهم به کپی کاری است ، با این حال باز هم از کار داوودی تمجید شده است و اکثرا هم از سکانسی که در آن تصادف می شود می گویند ، فیلم با استقبال مردم روبرو نشد هر چند با خیل عظیمی از ستارگان و نام آشنایان سینما همراه بود .

به جرات تقاطع در بین چند فیلم خوب امسال است ، اگه هنوز ندیدین و میتونین ببینین .

 

  چه کسی امیر را کشت :

 اگر بخواهم یک فیلم خاص که در این یک سال در سینما دیدم را بگویم حتما فیلم دوم مهدی کرم پور را نام می برم ، فرصت نشد در اکران عمومی آن را دوباره ببینم چون آنقدر کم فرو خته بود که با 8 تا استار و سوپر استار 2 هفته بیشتر دوام نیاورد ، فیلمی مونولوگ و التماس دعای دیالوگ ! من توو کانون فیلم معنا گرا با حضور کرم پور و شریفی نیا و مهناز افشار فیلم رو دیدم و تازه اونجا خیلی ها وسط فیلم رفتند خیلی از منتقد ها هم شیلنگ رو باز کردن و .......... !!  ولی نمی دونم چرا من از فیلم خوشم اومد ، خیلی فکرم رو مشغول کرد و احساس کردم یه همفکر دارم ، به نظرم مونولوگ های فیلم خیلی جای بحث داره و خیلی خوب پشت پرده ی روابط آدم ها رو باز کرده بود . یه نوع جامعه شناختی

  

   وقتی همه خواب بودند :

 فیلمی که اسیر همان تقیسم بندی غلط شد با 2 سالن سینما شروع کرد و بعد از 2 ماه هنوز با 8 سینما روی پرده است ، فیلم با توجه به ادعایی که دارد و سبک ونوعش به دل می نشیند و فکر می کنم همین برای فیلم کافی باشد فیلمی که با موضوع حج داستانی دلنشین را به تماشاگر ارائه می کند و تک خوانی یک زن در آن برای همه خیلی عادی به نظر می رسید و نوید از بین رفتن یک خط قرمز در سینمای ما هم بود .

 

                

 

 

چند نکته :

1-  این مطلب رو چند هفته پیش نوشتم که نخواستم نوشته های ایمان رو قطع کنه  

2-  در مورد فیلم فارسی هایی که این روزا روی پرده است هم سر فرصت

3- فکر کنم فردا پس فردا اینجا یک ساله میشه، جشنواره هم کم کم داره شروع میشه 

 

                                                                                                هادی 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 دی1385ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 
 

این پست در ۲۲ دی ماه ویرایش شده است و نوشته های به این رنگ جدید می باشند.

سلام.

خیلی خیلی باید از دوستان ممنون باشم که با نظراتشون ما رو در پیشبرد بحث یاری کردند.

در واقع حرف خیلی از دوستان جای بحث داره ولی امیدوارم که بعدا در زمانی فراخ به این بحث ها بپردازم.

تنها موردی که می خواهم از مطلب قبل یادآوری کنم این است که آیا ما یک فیلم پر از صحنه رو با خانواده می بینیم ؟

آیا ما یک فیلم پر از صحنه های وحشت رو با خانواده می بینیم ؟

در مورد سوال دوم باید گفت که اگر خانواده با توجه به سابقه ي قبلی شون ظرفیت این ژانر رو داشته باشه ، ما هم این فیلم را همراه اون ها خواهیم دید اما اگه این بلوغ فکری رو هنوز نداشته باشند ؛ مسلما نه.

ولی در مورد صحنه های غیر اخلاقی معمولا این کار را نمی کنیم.

این رو بعضی از دوستان به سانسوری که ما نقد گر ها هم گریبان گیر آنیم توصیف می کنند ولی غافل از اینکه این هویت و شخصیت ایرانی است که نمی خواهد قبح بعضی الفاظ و تصاویر ریخته شود.

خانواده ای که همراه فرزندان به تماشای این موارد بنشینند از چگونه تفکری برخوردارند ؟

هر چه باشد ایرانی و شرقی نیست.

چندی پیش مصاحبه ي بازیگری که فقط در فیلم های پورنو و سکسی ایفای نقش می کرد رو خواندم.

این خانم می گفت به دختر و پسرم (که خیلی هم بچه نبودند) اجازه نمی دهم که فیلم های من رو تماشا کنند. حتی در سینما رفتن هم همراهی شون می کنم که هر فیلمی رو نبینند.

این شخص معتقد است که کارش رو دوست داره ولی اصلا هرزگی نیست بلکه هنر است ولی تا سنی خاص فرزندانش نباید از این مسائل اطلاع داشته باشند.

در جوامع غربی این پذیرفته شده است که اگر والدین مشروبات الکلی می خورند این به هیچ وجه دلیل این نیست که فرزندان هم این کار را بکنند.

 

حال ما ایرانی ها همیشه کاسه داغ تر از آش می شویم.

ما مد نظرمون اینه که از سانسور کور کورانه جلوگیری شه و گر نه هر مملکتی باید به سلیقه ي خودش عمل کنه. اگه موش و مار رو چینی ها می خورند که ما هم نباید بخوریم.

ولی آزادی رو هم از مردم نباید گرفت و دی وی دی این قدر باشد که هر کسی هر فیلمی می خواهد به راحتی پیدا کند.

 

خوب این قسمت می خواهم نگاهی به سانسور هایی که در ژانر وحشت و تعلیق و تهوع می کنند اشاره کنم.

 

از  Hidden  شروع می کنم. محصول 2005 فرانسه که 107 دقیقه باید باشد.

این فیلم در سینما های محدودی اکران شد.

این فیلم کاملا پاستوریزه از سکس هم سانسور شده بود.

در این فیلم با صحنه ای از تهوع رو برو می شویم.

با کاتر فردی در جا رو به مردم رگ گردن خود را می زند و خون فواره می زند.

ما شاهد این صحنه ي وحشت ناک بودیم ولی باز جاهایی از فیلم سانسور شده بود.

عراق دره ي گرگ ها هم که فیلمی پر از صحنه های خشونت بود برای دید عموم بود و تازه تبلیغ هم می کردند.

جدا من در سینما می دیدم کودکانی که دارند این صحنه ها رو می بینند.

 

کمی جلوتر فیلم کینه یا  The Grudge  که ساخته ي شی می زو می باشد.

این فیلم هم در جشنواره فجر بود هم در اکران چند سینمای خاص.

باز صحنه های وحشت سانسور شده بودند.

 

در موارد زیادی مثل تاریخچه ي یک خشونت یا خیلی از فیلم های دیگه  مثل موازنه یا کنستانتین هم سانسور داشتیم.

در این گونه فیلم ها رویکرد به هیچ وجه غیر اخلاقی نیست ولی ...

در فیلم نارنجی پوش با اینکه فیلم مخصوص نقد نویسان اکران شده و با اینکه معناگراست با این حال ابراز علاقه ي دختری 10 ساله به پسری 10 ساله اون هم به طوری فجیعا بد و ضایع سانسور شده.

 

در بعضی از این فیلم ها و فیلم هایی که الان به خاطر ندارم ، صحنه های تعلیق نشون داده می شه ولی جایی که قراره تو تاریکی کات بشه به بسته  ي یک مثلا روح یا مرده سریع از این صحنه می پرند. بیننده هم دلهره رو کشیده هم تو کف مونده.

 

خیلی از صحنه های ضدو خورد حذف می شن با اینکه فیلم یک بزن بزن تمام عیار است.

کدوم یک از فیلم های بروس لی به طور کامل از تلویزیون پخش شده است ؟

 

 

چه آدم هایی و در چه زمان هایی به این فیلم ها رو می آورند ؟

اگر سانسور کنیم به چه روحیه ای در مردم کمک کرده ایم ؟ روحیه ضد جنگ ؟

اگر فیلمی از کشتار مردم فلسطین یا عراق باشد چرا تا صحنه های تکه تکه شدن فردی را می شود دید ولی جایی که فیلم سازی آمریکایی از سرذوق و شعور فیلمی می سازد برای روح مردم بد است ؟

چرا کارگردان های ایرانی به سراغ این ژانر ها نمی روند؟

چرا باید خوابگاه دختران نمونه ي موفق ما باشد؟

عوامل اجرایی و پشتیبانی چرا پول تولید این چنین فیلم هایی را در نمی آورند ؟

 

 

خوب قصد دارم به نمونه ای از تعلیق در سینمای ایران اشاره کنم.

همان طور که می دانید استاد این کار بهرام بیضایی است. ما در این سال ها سگ کشی و مسافران را با

این رویکرد از او دیده ایم.

می خواهم اینجا از فیلم کلاغ او که محصول سیاه و سفید حدود سال ۵۵ اوست صحبت کنم.

پروانه معصومی و حسین پرورش در این فیلمی که فرمان آرا تهیه کننده ی آن بوده حضور دارند.

در این فیلم از ابتدا سردگمی تنها چیزیست که بیننده با خود دارد.

با توجه به زمان ساخت  فیلم برداری ها خیلی عالی اند.

باید به این نکته هم اشاره کنم که از لحاظ اخلاقی فیلمی کاملا سالم است و تازه به هرزگی های

اون دوران اجتماع هم تیکه انداخته است.

و من به این استناد می کنم که اگر فیلم ساز هدف داشته باشد هیچ گاه برای فروش یا جلب مشتری

دست به تولید فیلم هایی با منظور های غیر اخلاقی نمی زند. گو اینکه بیضایی در اون دوره آزادی

عمل داشته است.

 

خوب حالا به بررسی سری فیلم های اره می پردازم.

 

 

 سری فیلم های اره که در قسمت

اول توسط  جیمز ون و در قسمت

دوم توسط دارن لین بوسمن کارگردانی

شده است بسیار مورد توجه بینندگان

قرار گرفته است تا جایی که شماره

۴ این سری هم در حال ساخت است.

این دو فیلم محصول ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ می باشند.

در قسمت اول داستان خیلی جدید می نماید ولی در قسمت بعدی به شگرد های  آدم کش داستان آشنا می شویم.

باید گفت که در اره جز جلوه ی ویژه ی استثنایی

باید از فیلم برداری و فیلم نامه ی عالی و کارگردانی خوب

هم تقدیر کرد.

در قسمت دوم شما کاملا مبهوت ذهن نویسنده می شوید و کلی رو دست می خورید.

من هنوز اره ۳ با کیفیت رو ندیدم و حتما برای اون هم چیزی خواهم نوشت.

این فیلم به شدت مسائل اخلاقی رو رعایت کرده ( این رو از این جهت که تو این بحث هستیم میگم)

در شماره یک واقعا ما با یک گونه ی تهوع و وحشت روبروییم ولی در شماره دوم کاملا حادثه ای و

تعلیق می نماید.

برای فیلم خرج بسیار زیادی شده است.

 

 

البته تهیه کنندگان هنوز ته داستان را باز گذاشته اند که

تا هر وقت که بازار فروش اجازه می دهد به ادامه ی این

سری مشغول باشند.

 

در کل می توان گفت که این سبک فیلم ها نهایت وحشت و

ترس هستند از نوع فیزیکی.

مثلا در فیلم هایی که از روح و جن سخن به میان می آید

مراد از ترساندن بازی با ذهن بیننده است.

 

خیلی دیدن این فیلم رو در شب و تنهایی توصیه نمی کنم.

 

 

کمی هم به فیلم خوابگاه بپردازم.

این فیلم از عنصر بسیار دلخراش استفاده می کند و اون هم شکنجه ی انسان هاست.

در فیلم از عنصر سکس هم استفاده شده است.

در واقع کسانی که به دلیل شهوت به سراغ یک خوابگاه می روند که در آنجا حالی بکنند !

گرفتار یک گروه می شوند که به زجر دادن انسانهای هوس باز وشاید هر کسی علاقمندند.

 

در این فیلم از هر دو خط قرمز استفاده شده است ولی باز به عقیده ی من این مطلب توجیه کننده ی

مطالبی است که توی فیلم رخ می دهد.

ان شاالله که تا حدود اویل بهمن ماه در پستی به طور کامل به جمع بندی موضوع خواهیم پرداخت.

 

باز منتظر نظراتتون هستم.

 

 

 

ان شاالله که بتونم این نوشته رو به مرور کامل کنم.

 

 

                                                       ایمان

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 12 دی1385ساعت 1:13 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 
 

سلام.

بعد از مدت ها به روز نشدن سعی دارم که یک نگاه کلی به دو مقوله داشته باشم

که خیلی هم به هم بی ربط نیستند.

یکی پدیده ي سانسور های عجیب و غریب در تلویزیون و سینمای ماست

و اینکه اساسا چرا کارگردان ها

از محوریتی استفاده می کنند که در ایران مسائل غیر اخلاقی خوانده می شود 

 و دیگری  فیلم های ژانر وحشت و تعلیق و تهوع است.

 

شاید در ابتدا ارتباطی بارز موجود نباشد.

خیلی وقتی می شه که به موضوع  " چرا چیزی بسازیم که سانسور شود " فکر می کنم.

در این نوشته سعی دارم که تعداد زیادی فیلم رو با هم مقایسه کنم.

از اینجا شروع کنم که یکی از دوستان وبلاگ نویس از عبارت آرپیجی زدن توی فیلم

به جای سانسور های غیر لازم استفاده می کردند ؛

 و جدا گاهی نابود کردن فیلم را منجر می شود.

بگذارید مستند تر صحبت کنم.

 

خیالبافان یا  The Dreamers   که محصول 2003 و با کارگردانی برناردو برتولوچی است.

این فیلم بر اساس رمانی ساخته شده است.

 

 

  خوب چرا دراین فیلم به شدت از این مقوله ي

  مسائل غیر اخلاقی استفاده   شده است ؟

  اولین پاسخ اینه که کارگردان در انتخاب

  موضوع کاملا آزاد است.

  موضوع این فیلم ایجاب می کند که پر از 

  صحنه هایی باشد که مسلما در ایران نیاز به سانسور دارد.

  موضوع بعدی این است که چه نیازی است فیلمی را

   پخش کرد که سه  چهارم آن سانسور شده باشد؟

  ملاکی در اینجا قرارداد می کنم ، و اینکه هر فیلمی

  با هر مضمونی حق  ندارد سکانسی داشته باشد که

  هیچ پیامی به بیننده نمی دهد و هیچ بار معنایی

 اضافه نمی کند ، حال چه غیر اخلاقی باشد چه اخلاقی.

 مثلا یک کارگردان اجازه ندارد برای جذابیت فیلم و

  جذب بیننده بدون ربط  به فیلم از این گونه صحنه ها استفاده کند. 

نمونه ي بارز این گونه استفاده فیلم های پر طرفدار سری جیمز باند است که بدون استثنا

 در تمامی فیلم ها  صحنه ای کاملا بی ربط و غیر اخلاقی استفاده می شود.

 

ما فرض رو بر این می گیریم که در یک جامعه ي کاملا

 روشن فکر و متمدن و در ضمن اسلامی زندگی می کنیم.

 

 

 

پس با حذف اینگونه صحنه های نه تنها به فیلم لطمه ای نمی خورد ،

بلکه تماشاگر ایرانی مقدار بیشتری به ادامه ي

روایت داستان توجه می کند.

 

  برای توضیح بهتر صحبت هام مثالی می زنم.

اگر در سینمای ایران هر چیزی مجاز بود و

برای مثال در دو فیلم تقاطع (از فیلم های روی پرده) و

 شوکران قسمت های مربوط به رابطه ي جنسی نشان داده می شد

 آیا روند داستان بهتر می شد یا بد تر ؟ 

 

 آیا در تقاطع اگر بعد از سکانس پیشنهاد گذراندن یک روز در

خانه ي دوست پسر ، به خانه ي آنها می رفتیم  و

 مثلا ده دقیقه به ماجرا می پرداخت آیا از ضرب آهنگ فیلم کاسته  

    نمی شد ، آیا بیننده (اگر خیلی با جنبه باشه و جو سینما رو خراب نکنه)

 تا چندین دقیقه بعد این سکانس در کف ماوقع نمی بود ؟!

 

 اصلا این ها به کنار چه دلیلی می تونه این سکانس داشته باشه ؟

این دو نفر مگه چند درصد فیلم هستند و

 اون پسر چند درصد مشکلات دختر ،

 که حالا لازم باشه کارگردان بیشتر روی رابطه ي این دو تاکید کنه؟

 

 

 برگردیم به خیالبافان.  من شخصا تمام نظراتم در این نوشته شخصی اند و این مطلب به شدت جای نقد داره و نظرات شما.

به عقیده ي من برتولوچی بدون نشان دادن بعضی از صحنه ها نمی تونست کنه داستان رو بیان کنه.

تقریبا در هیچ جا خیلی از خط مشی کلیش عدول نکرده.

سکانس آرامش والدین رو در نظر بگیرید که چقدر بی تفاوت به این عمل فرزندانشون هستند.

هیچ پزشکی بی معاینه نمی تونه درد رو تشخیص بده و هیچ بیننده ای بدون درک عمیق موضوع.

مثلا در کوهستان بروکبک درد چیزی است که شاید در جیا هم باشد.

خیالبافان هم نوعی بیماری روحی را نشان می دهد. اگر در فیلم می خواهید وخامت مثلا یک جزامی را بیان کنید

 ناگزیرید که صحنه های از این بیماری را بر پوست بازیگران بنمایانید حالا کی و چقدر هنر کارگردانیست.

 

مثالی می زنم در مورد فیلم  Damage  ساخته ي لویس مال با بازی

 جرمی آیرون و جولیت بینوش که محصول سال 92 می باشد.

  

این فیلم در مورد خیانت مردی به زنش می باشد.

به طور معکوس عده ای عقیده دارند که  فیلم Eyes wide shut  خیانت زن با مرد را به نمایش می کشد که جای بحث دارد.

در فیلم دمج ما در تمام فیلم فقط می بایستی مبهوت بازی های باشیم و شدت علاقه ها.

چون از  فیلم نامه ي خیلی قوی برخوردار نیست.

با اینکه خیلی عجیب به نظر می آید که مردی سیاست مدار بعد از سال های زندگی

با همسرش به طرفت العینی  عاشق عروس خود شود ولی خوب داستان فیلم اینگونه مجاب می کند.

با این حال تعدد صحنه های هم آغوشی آیرون و بینوش اصلا نیازی نیست.

شاید در سکانس اوجی که پسر شاهد رابطه ي همسرش و پدرش است

برای توجیه سقوط پسر نیاز به صحنه ای به شدت گرم باشیم یا حتی در ابتدای رابطه یا حتی

 از اتفاقات بیرون خانه ولی کلا گذران فیلم لوس می شود و به نظر می آید که از پس هر سکانسی

 باز باید شاهد ارتباط بیشتر این دو باشیم.

روند فیلم کاملا کند شده است. که این اصلا با قراری که گذاشتیم جور نیست.

در مورد فیلم معروف استنلی کوبریک چطور ؟

 

 

کید من و کروز خیلی خوب از پس نقش آفرینی در این فیلم براومدن. موسیقی متن فیلم کولاکی بیش نیست.

ولی در فیلم مشاهده می کنید که بارهای مساله سکس و خیانت مطرح می شه.

من چون سعی دارم در دو یا چند قسمت این متن رو ارائه کنم

به همین منظور از اینجا به بعد فقط اشاره هایی خواهم کرد.

 

در شاهکار آل پاچینو یعنی بوی خوش یک زن اصلا صحنه ای غیر اخلاقی مشاهده نمی شود

 ولی موضوع فیلم و تمام دیالوگ های فیلم مربوط به زیبایی های ظاهری زن و توصیف اوست.

 

حتی سکانس های اوج هم در تانگو رقصیدن است.

 

آیا این فیلم قابلیت سانسور و پخش را دارد ؟

آیا اساسا سانسور به تصویر تعلق می گیرد یا محتوی ؟

 

در Bitter Moon   رومن پولانسکی چه طور ؟

 

به عقیده عده ای این فیلم نمونه ای از غلبه ي عشق است. و شاید خیانت مرد.

 

آیا نشان دادن صحنه های متنوع نزدیکی و معاشقه کمکی به درک مطلب می کند.

آیا فیلمی ما به ازا درایران داریم ؟

 

از حق نگذریم که این محدودیت در ایران باعث شکوفایی خلاقیت های بدیعی شده است.

 

که از آن جمله ایجاز در بیان و با پرده سخن گفتن است.

 بهره گیری از تکه های کلامی و دیالوگ پردازی پیچیده که د

ر عین مجوز ساخت گرفتن بتواند (اگر چه بیننده هم نفهمد)

 در مصاحبه یا جلسه نقد و بررسی گرد و خاکی به پا کند.

 

 

 

  خوب Sin City   چی ؟ این شاهکار دهه ي اخیر از اسم گرفته تا موضوع ،

 سکانس به سکانس پر از صحنه های غیر اخلاقی است .

 ( من مجبورم از این عبارت استفاده کنم گو اینکه جایی که غیر اخلاقیات بررسی می شود

مگر می شود که اجتناب کرد از این گونه بیان ها )

  آیا بیننده ي ایرانی را از دیدن چنین فیلمی محروم نکرده ایم ؟

 اگر سانسور کنیم    چیزی از فیلم برای نشان دادن می ماند ؟

  دقیقا مثل خانم و آقای اسمیت

   می شود که فقط تجاری ساخته

  شده بود. ولی در ایام عید در

  تلویزیون پخش شد و فقط لعن و

  ناسزا عاید رسانه های شد.

 

 

  حتی در شاهکاری مثل دیگران هم

  نقطه ي پیوند  دو دیدگاه فیلم  بریده

  شده است.

 

 

  البته جدیدا با تکنیک های بسیار

  جالبی لباسی کامل تن بازیگر زن

   می کنند یا اینکه همه ي فحاشی

  های فیلم ها را " نامرد و عوضی "

   ترجمه می کنند ولی آیا دست دادن ،

   بوسه زدن ، در آغوش گرفتن و

   خیلی چیز های رساننده ي پیام در فیلم و حتی خیلی از صدا ها را می شود پوشاند.

 

 در فیلمی مثل  استخر شاید کارگردان واقعا ضعیف کار کرده و این همه صحنه کاملا عمدی باشد

 ولی باز برای جلوگیری از تکرار گه گاه از صدا کمک می گیرد که در فرهنگ ما این هم مذموم است.

 

حتی در نگاهی عمیق تر فاصله ای بس زیاد بین سینما و تلویزیون است.

یعنی چیزی به نام بد نداریم.

اگه آرایش بازیگر زن مورد داره فقط در حد تلویزیون . 

در سینما آزاد تر برخورد می شود.

و به تازگی که فیلم های خارجی هم اکران می شود.

حتی در فیلم هوانورد تمام صحنه های برهنه ي دی کاپریو هم به تماشاگر سینما نشان داده می شود

ولی در کنار آن در جلسه ای تقریبا خصوصی که منتقدین معناگرا برگزار می کنند

 کمی کوتاهی دامن مادر 40 ساله هم به طرزی بسیار برخورنده سانسور می شود

 که بسیار بد تر از این را از تلویزیون که به اصطلاح خیلی محتاط تر است دیده ایم ؟

 

برای ارتباط با موضوع ژانر وحشت بگذارید فیلم  Hostel  را مثال بزنم

 که اساس گول خوردن و به دام جلاد افتادن شخصیت ها ، غریزه ي سرکش آنهاست.

 

یا به این بهانه نگاهی به فیلم های تعلیقی پنهان و کینه بیاندازیم.

سانسور این بار پا فراتر گذاشته و حتی صحنه های خشونت

هم کات می شوند.

جالب اینجاست که اصلا سانسور سیاسی نداریم.

 

مثلا فیلم سیریانا.

چه تدبیری پشت این گونه رفتارهای مسئولین است ؟

آیا باید فیلمی در مورد ایدز ساخت و باز حیا کرد که راههای انتقال را بیان کرد.

 

 

این یعنی رسالتی که فیلم ساز روشن فکر مذهبی دارد ؟

 

 

این نوشته بسیار جای نقد و بررسی دارد. امید وارم تا موقعی که ادامه ي آن را ارسال کنم از نظراتتون بهره مند شده باشم.

 

ادامه دارد ...

 

 

 

 

                                                     ایمان

 

+ نوشته شده در  شنبه 2 دی1385ساعت 0:34 قبل از ظهر  توسط سینمای خودمونی |