تبليغاتX
سینمای خودمونی

 

  به نام پدر بهترین فیلم جشنواره ی گذشته چند روزیست که به اکران عمومی آمده و بعد از یک دوره فیلم های کمدی و نه چندان خوب بالاخره فیلمی را بر پرده می بینیم که در خوب های سینمای ایران قرار دارد .

  ابراهیم حاتمی کیا کارگردان نام آشنای ایران که سال گذشته به طور ناگهانی فیلمش ( به رنگ ارغوان ) از جشنواره کنار گذاشته شد و تا امروز هم اکران نشده ، بی کار ننشست تا جایی که توانست بهمن ماه سیمرغ بهترین فیلم فجر را از آن خود کند آن هم با فیلمی که به شدت متهم به تکرار بود تکرار در خود آثار حاتمی کیا تکرار بهترین فیلم حاتمی کیا و از بهترین های 10 سال اخیر سینمای ایران ، آژانس شیشه ای که در شانزدهمین جشنواره  فجر حرف اول و آخر را زده بود اکنون برای خود همزادی می دید .

  با این تعاریف بود که خیلی ها فکر نمی کردند این بار نیز تاریخ تکرار شود و حاتمی کیا بعد از 8 سال ( البته کم سو تر)  بدرخشد .

  اولین متهم فیلم پرویز پرستویی است که همان حاج کاظم آژانس است جبهه رفته ای که بعد از جنگ سر خونه زندگیش رفته و حالا به طریقی باز درگیر جنگ شده ، این بار اسم زنش فاطمه نیست ولی در  زمزمه های درونی اش راحله را کپی فاطمه گفتن هایش نجوا می کند ، پرستویی فوق العاده بازی کرده و البته خیلی شبیه به به بازیش در آژانس ولی آیا اشکالی دارد بازی خوب در جای خودش حتی تکرار شود ؟

  بعد از اینکه حاتمی کیا ارتفاع پست را ساخت و بعد از آن به رنگ ارغوان را خیلی ها اعتقاد داشتند حاتمی کیا باید به ساخت فیلم های مرتبط با جنگ برگردد چون جز معدود فیلمسازان جنگ است که خوب می سازد و خوب بیان می کند و خوب تماشاگر را مجذوب فیلمش می کند و اوست که می تواند خیلی راحت تر ناگفته های جنگ و پس از آن را باز کند و حال او برگشته با فیلمی که از نظر تکنیکی قوی تر و جلوتر از قبلی ها و حرف و پیامی نو ، حالا شخصیت های فیلم شبیه به کارهای قبلی هم هستند ولی فکر نمی کنم فقط به همین دلیل بتوان از حاتمی کیا خرده گرفت .

  دختری با بازی گلشیفته فراهانی در ابتدای فیلم روی مین های باقی مانده از جنگ می رود و حالا که به احتمال زیاد پایش قطع خواهد شد از پدر جنگ رفته ی خود این سوال را دارد که :"مگه تو نمی گفتی جنگ تموم شده " و تکان دهنده ترین سکانس فیلم جایی است که پدر می فهمد خود او زمان جنگ آن مین را کاشته است که پرستویی هم فوق العاده بازی کرده ، قصه ی فرعی فیلم که جز موش و گربه بازی چیز دیگری نشان نمی دهد فقط در خدمت داستان اصلی فیلم است .

 

                

 

  مهتاب نصیرپور(راحله) ، کامبیز دیرباز و افشین هاشمی بازی خوبی ارائه داده اند ، حاتمی کیا در کارگردانی رو به جلو بوده و در فیلمنامه هم اگر ظرافت های قصه ی فرعی را رعایت می کرد شاید به جای دیپلم افتخار جشنواره الان سیمرغ به دست بود .

  به نام پدر جز معدود فیلم های خوب امسال است که تا به حال اکران شده فیلم هایی که سینمای ما با وجود آن ها می تواند ادعایی کند فیلم هایی که حرف دارند و ارزشمندند .     

 

                                                                                 هادی

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 
 

يه مدتيه که دارم فيلم مي بينم ولي فرصتي براي نوشتن نقد ندارم.

البته هر چي سعي مي کنم نمي تونم چيزي به نوشته هاي بي کم و کاست آقا هادي اضافه کنم.

دقيقا همون برداشت ها رو من هم در مورد فيلم ها داشتم.

از آتش بس شروع کنيم ؛

محتمل مي نمايد که در مجموع کشور اين فيلم از يک و نيم ميليارد تومان فروش گذشته است (که هنوز هم روي پرده است)

ميلاني هميشه مخاطب رو عادت داده که فيلم هايي فيمينيستي داشته باشد ، که در فيلم هاي او مردان افرادي بي منطق و خشن و متعصب هستند.

تا اونجايي که يادم مياد از او ديگه چه خبر ، دو زن ، نيمه ي پنهان ، واکنش پنجم و زن زيادي. ( و تهيه کنندگي بماني )

خانم تهمينه ميلاني 46 ساله که تبريزي هم هستند نشون دادن که کارگردان خوبي هستند چون از گلزار و افشار بازي گرفتن کار هر کسي نيست.

آتيلا پسياني و احمد مهرانفر رو هم در اين کار فراموش نکنيم.

من مدتي است که دارم فکر مي کنم اين سينما هاي خاموش چه طور شده که حتي در شهرستان ها هم در اکثر سانس ها مملو از جمعيت شده اند.

ميشه به اين موارد اشاره کرد : فيلم نامه روان و همه فهم ، تيکه هاي شخصي و تکرار شونده ي بازيگران ، سنت شکني در عرف (مثلا با فرقون بزنن به يه خانم !) ، موسيقي و تدوين خوب ( موسيقي ناصر چشم آذر ) ، طراحي لباس و صحنه ي خوب و متنوع ( همکاري با يک شرکت توليد مبلمان ) و حتي اسپانسري مثل شرکت الوان .

البته زوج خوش چهره ي سينما رو هم در فروش بالاي اين فيلم بايد موثر دانست.

 

ازدواج به سبک ايراني :

 

در مورد اين فيلم اصلا با هادي هم نظر نيستم.

حسن فتحي در تلويزيون خوب کار مي کرد. علي معلم هم که به گمانم جديدا عضو اصلي خانه ي سينما شده به همراه فتحي فيلم خوبي ارائه نکرده است.

بازي ها خوب بود ولي فيلم درون مايه اي تکراري و هندي داشت ابراز احساس هاي خداداد و شايد بازيگر هاي ديگه خيلي مصنوعي بود.

من فقط مي تونم بازي عالي کنگراني رو تحسين کنم.

فيلم اگه در قسمت هايي که داماد انگليسي صحبت مي کرد زير نويس مي گذاشت خيلي بهتر بود.

در کل براي تابستان داغ ، فيلم خوبي بود اما نه در حد و اندازه ي فيلم هاي ديگر روي پرده.

 

 

باغ هاي کندلوس رو من در جشنواره ديده بودم.

فيلمي بسيار احساسي و روان بود. بسيار ديالوگ محور بود ولي بازي فروتن هم مثل هميشه عالي بود.

به قول هادي مي شد گفت که رمانتيک از اون چکه مي کرد.

 

به آهستگي رو که با هادي با هم در جشنواره ديديم.

من که از نفس عميق به بعد به شدت طرفدار شهبازي هستم با اين کار به او ايمان آوردم.

داستان خيلي عالي شروع مي شه و پايان مي گيره.

يعني وقتي فيلم شروع شد من به هادي گفتم که اگه آخرش و خوب جمع کنه مي تونه شاهکار بسازه. با ايده اي ناب فيلم شروع مي شه و مثل فيلم انفجار در اطاق عمل که همه تو خماري اينن که اطاق منفجر شه ولي نمي شه اينجا هم ايده ي اوليه دست نخورده باقي مي مونه.

 

 

 

در مورد طبل بزرگ زير پاي چپ هيچ چيزي ندارم که به نوشته هاي بي نقص هادي اضافه کنم ولي انصافا من هم در ميانه ي فيلم به ياد فيلم کريسمس مبارک افتادم که نقدش رو در زمان جشنواره براتون نوشته بوديم.

در ابتدا معصومي رو اعصاب پياده روي مي کنه ولي از اونجايي که سرباز عراقي پرچم سفيد نشون ميده فيلم کاملا خودشو نشون ميده و رو مياد.

لوکيشن فيلم هميشه فقط خاکريز ايران است. کمي طراحي صحنه از رئال بودن فيلم کم کرده چون جايي که اون دوشکا و ... هست کمي عجيب به نظر مي رسه که بازيگر ها دست به هيچ کاري نزنن.

در مورد صحنه ي آخر با آقا هادي خيلي بحث داشتيم و نتيجه اين که محجوب خود کشي نکرد ( 1 : فرصت فرار داشت 2 : با زنجيري که به گردن داشت مي توانست دست عراقي را ببندد ) ولي از عمل خود اين قدر مبهوت بود که نتوانست هيچ تحرکي از خود به خرج دهد.

من در حين ديدن اين فيلم که به اعتقاد مسئولين خود سينما فلسطين استقبال زيادي از اون نشده ، متعجب از اين بودم که چه طور به فيلمي از دفاع مقدس مجوز پخش داده شده که در اون اصلا تقدسي در سرباز و فرمانده و ... ديده نمي شه.

 

پنهان ، دره گرگ ها ، نارنجي پوش و وزير خان لنگران باشه واسه دفعه ديگه !

البته من هنوز 3 فيلم رو از جشنواره نقد نکردم ( خسته نباشم جدا !!! )

 

 

                                   

                                                                              ایمان

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مرداد1385ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 

 

  فیلم های خارجی چند سالیست که با سیاست اکران در تک سانس های ویژه دنبال می شود و همواره تماشاگر خود را داشته است ، سیاستی که شاید برای شروع خوب می نمود ولی متاسفانه پیشرفتی نکرد و حتی در همین یک سال اخیر چند ماهی همان تک سانس نیز از دست رفت .

  خیلی از منتقدان سینما اعتقاد دارند در صورت اکران فیلم های روز دنیا (همزمان با اکران جهانی) در سینما ها این استقبال از فیلم های خارجی بیشتر هم می شود و رونقی هم برای سینما هاست و شاید با تزریق این پول شاهد ساخت سالن های بیشتر و به طبع آن اکران فیلم های پشت خط مانده و شاید پیشرفت در چندین موضوع دیگر که با سینما پیوند خورده است .

  یکی از ایرادهای اکران تک سانس آن هم در 2 یا 3 سالن ، محدودیت بسیار زیاد آن است به طوری که یک علاقمند به این گونه فیلم ها باید یا تا شمال شهر (سینما فرهنگ) برود ودگر گزینه اش خیابان انقلاب (سینما سپیده) است و شاید چند سالن دیگری که باشد ، به جز محدودیت مکانی که فقط مخصوص فیلم های خارجی نیست ( اکثر سالن های سینمایی در مرکز شهر حضور دارند ) محدودیت زمانی است که در تک سانس 10 شب اکران می شوند و خب زیادند کسانی که( به هر دلیلی )  این موقع شب نمی توانند بیرون باشند چه برسد به ساعت پایان فیلم که معمولا 12 به بعد است .

  اگر همه ی این مسائل را بشود کنار گذاشت ، تازه مسئله انتخاب فیلم وسانسور پیش می آید که خود معضلی است ، همیشه سعی شده که فیلم های ضد آمریکایی در اولویت باشند ! و بعد از آن نوبت به سایر فیلم ها می رسد و نکته ی دیگر نحوه ی سانسور است که خب خیلی وقت ها به فیلم ضربه می زند ، هر چند در سینما تلاش شده خط قرمز ها مثل تلویزیون نباشد و تا آنجایی که ممکن است تیغ سانسور کندتر است .

  کمی هم از دو فیلم خارجی :

  پنهان بهترین فیلم منتخب تماشاگران اروپایی است به کارگردانی میشائیل هانکه ، کارگردان فرانسوی با بازی ژولیت بینوش و دانیل اوتوی و با سرمایه گذاری 4 کشور فرانسه آلمان ایتالیا و بلژیک .

  پنهان فیلمی ساکن است با همان سبک فیلم های فرانسوی و دارای قصه ای به ظاهر جنایی که در دل آن فضای رعب و وحشت حاکم بر مردمان آن سرزمین بعد از حوادث 11 سپتامبر را نشان می دهد .

  موضوع فیلم تا آخر فیلم پنهان می ماند ! و قصه ی پلیسی فیلم بی پاسخ می ماند و به طور پنهانی هانکه مفاهیم ضد جنگ را تزریق می کند !

  عراق دره ی گرگ ها نام دیگر فیلم خارجی روی پرده است ، محصولی از ترکیه که می گویند در منطقه تاثیرگذار بوده و در ترکیه پرفروش بوده است ، فیلمی کاملا ضد آمریکایی که اگر واقعی باشد پرده از جنایات وحشیانه ی آمریکا برداشته و جنون بی حد آنان را بیان کرده است ، دره گرگها فیلم خوش ساختی است و صدای دالبی در سینما را معنا می کند ، بازیگر ترک نقش اول آن به شدت شبیه ابراهم حاتم کیاست .

  در مجموع دو فیلم خارجی فیلم های خوبی هستند ولی نکته ای که می خواهم اشاره کنم مربوط به رده های سنی بیننده ی فیلم است ، هر دو فیلم حاضر بر پرده صحنه های خشونت آور و ترسناکی دارد که حتی بزرگسالان نیز گهگاه حالشان بد می شد و متاسفانه شاهد حضور کودکان زیادی جهت تماشای فیلم ها بودم !!

فکر کنم بر همگان تاثیر گذاری بد اینگونه فیلم ها در چنین سنی واضح باشد و حالا اگر پدر و مادر ی نمی داند حداقل از طرف سینما باید جوگیری شود . 

 

                                                                                            هادی       

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 5:20 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 

                   مثل اینکه فعلا باید منتظر فیلم های خوب امسال باشیم .

 

   طبل بزرگ زیر پای چپ که در بخش مهمان جشنواره ی فجر هم حضور داشته جای به آهستگی را گرفت و حالا در حال اکران است باز هم فیلمی که برچسب خاص بودن را خورده ، فیلمی به کارگردانی کاظم معصومی که انتقادی جدی به مفهوم جنگ و جنگیدن دارد انتقادی که جلوی توپ و تانک دشمن صورت می گیرد .

   سربازی ( بابک حمیدیان ) در حمله ای که از اول مشخص بوده خیلی ها می میرند پای چپ خود را از دست داده و حالا با فرمانده ی خود ( حسین محجوب ) تنها بازماندگان آن حمله اند و چند روزی است در منطقه ی جنگی گم شده اند و با شروع فیلم یک بلدچی ( حمید فرخ نژاد ) را پیدا می کنند و تا آخر فیلم تنها با این سه بازیگر روبرو هستیم .

   طبل بزرگ فیلم قابل تاملی است فیلمی جنگی که اصلا فاکتورهای فیلم های دفاع مقدس را ندارد دیگر فرمانده از جنس خدا نیست سرباز برای شهید شدن نیامده و بلدچی به راحتی می رقصد حتی در دیالوگ های فیلم سعی شده تکه کلام هایی که مربوط به این روزهاست و مسلما در 20 سال گذشته رایج نبوده ، استفاده شود و سعی در القای امروزی بودن فیلم را دارد ، صحنه ی جنگ بهانه ای است برای بیان مفاهیم صلح ( در حین تماشای فیلم به یاد کریسمس مبارک فیلمی که در جشنواره مختصری درباره اش نوشتم ، افتادم ) .

    شاید طبل بزرگ فیلم خیلی خوبی نباشد و عواملش چندان حرفه ای نباشند ولی اگر اهل دیدن فیلم های انتقادی هستید می ارزد در حالی که فیلم های بزن بخند روی پرده است به تماشای فیلم بروید ، برایم جالب بود در سینمایی که طبل بزرگ را دیدم سالن نیمه پر بود و تا آخر فیلم کسی هم بیرون نرفت و این نشان از قدرت کارگردان و جذابیت فیلمنامه است .

   حضور مجید انتظامی در مقام آهنگساز هم به فیلم اعتباری داده هر چند احساس می کنم انتظامی به نوعی تکرار خود رسیده است . ( موسیقس فیلم خیلی شبیه به موسیقس فیلم دوئل داشت )

 

                                              *********************

 

  فیلم های دیگر اکران همگی در ژانر عروس خوش قدم هستند و انصافا خوب می فروشند .

  آتش بس هم که کار خوب تهمینه میلانی است هنوز هم با گذشت 2 ماه از اکران کف فروش را دارد و از مرز 900 میلیون هم عبور کرده و اگر مارمولک ( که آمار دقیقی از فروش همان چند روزش نیست ) را کنار بگذاریم ، رکورد دار فروش تاریخ سینمای ایران است .         

 

                                                                                              هادی

 

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 12:17 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی | 

   یک ماه از فصل گرم تابستان هم گذشت و وارد مرداد داغ شده ایم و فیلم های روی پرده همان سبک قبلی یعنی ژانر عروس خوش قدم را ادامه می دهد و فروش نسبتا خوبی هم دارند .

  این روزها چند تا سریال و برنامه ی خوب از تلویزیون پخش می شود ، بد ندیدم کمی هم از آن ها بگویم .

 راه شب : سریالی که چهارشنبه ها از شبکه 3 پخش می شود و بیننده های زیادی دارد و حتی بینندگان خاص سیما را جذب کرده ، این سریال که هر قسمت به موضوعی خاص از مسائل جامعه می پردازد را داریوش فرهنگ کارگردان و بازیگر مشهور سینما و تلویزیون ساخته و شاید بتوان گفت پربیننده ترین سریال شبکه های مختلف سیماست . اگر جز کسانی هسنید که با تلویزیون حداقل ایران قهرید می توانید این سریال را امتحان کنید مخصوصا که اکثرا ظهرهای پنجشنبه ( ساعت تکرار ) منزل هستیم .

 قصه های جزیره : به مناسبت فصل تابستان شبکه های مختلف تلویزیون سریال های قدیمی و پربیننده ی خود را هر روز پخش می کنند که یکی از آن ها قصه های جزیره است سریالی که 7-8 سال پیش شاید هم پیشتر از سبکه ی 2 جمه شب ها پخش می شد و این روزها همه روزه ساعت 2 ظهر پخش می شود و اگر آدم خانه باشد می چسبد تا به چندین سال پیش برگردد .

 کوله پشتی : برنامه ی زنده ای که چند سالیست تابستان ها اجرا می شود و امسال هرشب ( به جز پنجشنبه ها) ساعت 9 شب از شبکه 3 پخش می شود ، اجرای برنامه را فرزاد حسنی مجری خوب و مغرور بر عهده دارد و با توجه به ساعت پخش خوب آن بیننده های زیادی هم دارد .

 سریال های دیگری هم از شبکه های گوناگون سیما در حال پخش هستند که هر کدام به تناسب بیننده ی خود را دارند سریال موفق استرالیایی پرستاران که مدت هاست از شبکه 1 پخش می شود ، اولین شب آرامش که فیلمنامه ی خوبی هم دارد هم بیننده ی خودش را دارد و سریال تخیلی دنیای افسانه ها هم جز برنامه های خوب این روزهای سیماست ، سریال ضعیف نرگس که هرشب پخش می شود هم که می دانم چرا بیننده اینقدر دارد جای طنزهای شبانه ی شبکه 3 شبکه جوان !!!! را گرفته است .

 

                                                                                                    هادی  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 9:43 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی |