سینمای خودمونی

روز اول و دوم

  اگه خدا بخواد و همت کنم امسال حتما با توضیحاتی در مورد فیلم هایی که در جشنواره دیدم اینجا رو به روز می کنم.

خرس (خسرو معصومی)

  رسم عاشق کشی آنچنان خاطره فراموش نشدنی برای من است که نام سازنده اش همیشه وسوسه انگیز است برای تماشای فیلم هایش چه برسد به حضور نام هایی چون فرهاد اصلانی، پرویز پرستویی و مریلا زارعی و همان لوکیشن معروف فیلم نوستالژیک.

اما خرس به معنای واقعی کلمه افتضاح بود، فیلم در همان مرحله فیلمنامه گیر کرده و نتوانسته شخصیت های مورد نظرش را ترسیم کند مثلا شخصیت منفی فیلم که آخر فیلم هم باید بفهمیم خرس اوست اصلا منفی نیست و از این جور مسائل که فیلمنامه نویس فکر کرده با یک جمله که زنش می گوید:"اون مثل دیو میمونه" دیگر ما باید قبول کنیم یا مثلا در گریم چاقش کنیم شبیه خرس باشه ما باید بپذیریم با یک خرس قاتل قسی القلب طرفیم.

متاسفانه خرس در همان مرحله اول به تماشاگرش توهین می کند و از همه بدتر که این روزها می شنویم فیلمساز گفته این بهترین فیلم من است.


خوابم می آد (رضا عطاران)

 رضا عطاران در فیلم «خوابم می آد»

  فیلم یک قصه معمولی دارد و بیشتر هنرش در کارگردانی کار است که توانسته از موضوعات پیش پا افتاده لحظات جذاب و با مزه ای خلق کند اما حرفی که عطاران سعی می کند بزند لنگ می ماند و این لحن دست و پا شکسته که در بعضی لحظات هم فراموش می شود اذیت می کند.

عطاران فیلمساز باهوشی است همین که از اکبر عبدی در نقش یک زن استفاده می کند و استفاده هایی که از این انتخاب می کند نشان از فکر خلاقش دارد که از همان پیش تولید شروع شده تا آخر فیلم که گروگان گیری بامزه و پر معنی خلق شده است همه حکایت از ایو مورد است که با فسلمسازی طرفیم که بعد از یک دوره سریال سازی موفق در تلویزیون و یک دوره بازیگری جذاب در سینما از این به بعد مشود به فیلم های بهتری از او امیدوار بود.

خوابم می آد اگر فیلمنامه بهتری داشت مسلما فیلم خیلی بهتری هم می شد ولی همینجوری هم می شود به عنوان فیلم خوب پذیرفتش. 

هادی        

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 بهمن1390ساعت 0:42 قبل از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

یه عاشقانه ساده

 

سلام به همه ی دوستان عزیز و سینما دوست

امسال هم مثل هرسال با گزارشی مختصر از روند جشنواره فجر در خدمت شما هستیم.

برای بنده به شخصه امسال جذابیت زیادی ندارد چون تمام فیلم ها ممیزی شده اند و آنهایی که نیامده اند هیچ گاه اکران نمی شوند و آنهایی که آمده اند با نسخه سانسور شده آمده اند و با اکران هیچ تفاوتی ندارند و تمامی فیلم های جشنواره مجوز نمایش دارند پس دیر یا زود دیده می شوند و دیگر انتظار در صف های سینما برای جشنواره آن معنی همیشگی را ندارد.

سعی من امسال این است که فیلم هایی را ببینم که احتمالا به دلیل عدم استقبال گیشه به اکران نمیرسند.

 

به مدد شهرآورد اولین فیلم جشنواره امسال را بدون هیچ گونه صفی مشاهده کردم.

یه عاشقانه ی ساده به کارگردانی سامان مقدم با بازی مهناز افشار و مصطفی زمانی

در جشنواره های گذشته از مقدم فیلم صد سال به این سال ها رو دیده بودم و از کافه ستاره از مقدم خاطره خوبی داشتم. فیلم داستان خیلی خیلی سر راستی داره. هیچ گرهی در داستان نیست و یک عاشقانه ساده مطرح میشه. به نظرم تمامی عناصر دراماتیک کلاسیک رعایت شده و هیچ تعدی از این اصول نشده. به عبارتی یک ملودرام کامل با پایان بندی تراژدیک مرسوم. فیلم هیچ برگ برنده خاصی نداره که بشه اون رو توی لیست جایزه یا همچین چیزی قرار داد اما لحن مناسب موسیقی امیر توسلی و کادر بندی های خوب آلادپوش در فضای زیبای روستای ابیانه و طبیعت زیبای آن منطقه فیلم را بسیار دلپذیر میکرد.

دو دیالوگ جالب از فیلم به یادم مونده که میگم. اولی رو پسر عاشق پیشه (علی) به پدر معشوقش (شاتر امان) میگه : گندمتو فروختی؟ (گندم اسم دخترست)

دومی رو هم علی به گندم میگه : اگه رفتن این قدر راحت بود، انتظار این قدر سخت نمی شد.

 

                                                         ایمان

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

سیمرغ در کمال ناباوری!

 

جشنواره امسال هم به پایان رسید و باز هم حرف و حدیث های همیشگی (البته امسال کمی بیش از حرف و حدیث) در مورد داوران.

در زیر لیست نامزدهای هر بخش را می آورم و البته از نگاه وبلاگ سینمای خودمانی هم نامزدها و سیمرغ را اضافه کرده ام. (به رنگ قرمز)

نامزدهای بهترین فیلم:1. آسمان محبوب (داریوش مهرجویی)2. جدایی نادر از سیمین (اصغر فرهادی)3. جرم (مسعود کیمیایی)4. آلزایمر (احمدرضا معتمدی)5. 33 روز (جمال شورجه)

 به جای آسمان محبوب اینجا بدون من وبه جای ۳۳ روز خیابان های آرام و سیمرغ برای جدایی نادر از سیمین

نامزدهای بهترین کارگردانی:1. مسعود کیمیایی (جرم)2. داریوش مهرجویی (آسمان محبوب)3. اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)4. احمدرضا معتمدی (آلزایمر)5. محمد بزرگ‌نیا (راه آبی ابریشم)

به جای داریوش مهرجویی بهرام توکلی و به جای بزرگ نیا میرکریمی و سیمرغ به اصغر فرهادی

نامزدهای بهترین فیلمنامه:1. اصغر فرهادی (جدایی نادر از سیمین)2. داریوش مهرجویی و حمیده محمدی‌فر (آسمان محبوب)3. احمدرضا معتمدی (آلزایمر)4. مسعود کیمیایی (جرم)5. نگار آذربایجانی و فرشته طائرپور (آینه‌های روبرو)6. علی رفیعی (آقا یوسف)7. علیرضا طالب‌زاده (ندارها)*

 به جای داریوش مهرجویی فیلم نامه اینجا بدون من و سیمرغ به اصغر فرهادی

نامزدهای بهترین فیلمبرداری:1. تورج منصوری (جرم)2. فرخ مجیدی (آسمان محبوب)3. بهرام بدخشانی (راه آبی ابریشم)4. مسعود سلامی (سیزده 59)5. محمود کلاری (جدایی نادر از سیمین)

 به نامزدها حمید خضوعی ابیانه برای یک حبه قند را باید اضافه کرد. و شاید سیمرغ بین کلاری و ابیانه تقسیم شود!

نامزدهای بهترین تدوین:1. هایده صفی‌یاری (جدایی نادر از سیمین)2. واروژ کریم مسیحی (ندارها)3. مصطفی خرقه‌پوش (جرم)4. حسن حسندوست (آسمان محبوب)5. حسین غضنفری (برف روی شیروانی داغ)6. نازنین مفخم (گلچهره)7. حسن ایوبی (سی و سه روز)

قطعا تدوین یک حبه قند و اینجا بدون من هم می بایستی کاندید باشد ولی باز سیمرغ به جدایی نادر از سیمین

نامزدهای بهترین موسیقی:1. کارن همایونفر (جرم)2. بهزاد عبدی (فرزند صبح)3. علیرضا کهن دیری (سیزده 59)4. حیدر ساجدی (ورود آقایان ممنوع)5. محمدرضا درویشی (باد و مه)

کارن همایونفر برای گزارش و علیقلی برای یک حبه قند و سیمرغ به کارن همایون فر برای جرم و گزارش

نامزدهای بهترین بازیگر زن:1. لیلا حاتمی (جدایی نادر از سیمین)2. ویشکا آسایش (ورود آقایان ممنوع)3. مهتاب کرامتی (آلزایمر)4. لادن مستوفی (گلچهره)5. غزل شاکری (آینه‌های روبرو)6. هانیه توسلی (ندارها)7. فاطمه معتمدآریا (اینجا بدون من)

تقریبا نامزدهای بازیگر زن خوب هستند و قطعا سیمرغ برای معتمد آریا در اینجا بدون من

 نامزدهای بهترین بازیگر مرد:1. مهدی هاشمی (آقا یوسف و آلزایمر)2. پرویز پرستویی (سیزده 59)3. فرخ نعمتی (برف روی شیروانی داغ)4. علی مصفا (آسمان محبوب)5. پولاد کیمیایی (جرم)6. پژمان بازغی (ندارها)7. حسین یاری (پاریس تا پاریس)

به نامزدها باید صابر ابر را برای اینجا بدون من و فرامرز قریبیان را برای آلزایمر پیمان معادی را برای سیمین و رضا عطاران برای ورود آقایان ممنوع اضافه کرد که سیمرغ بین پولاد کیمیایی و فرامرز قریبیان تقسیم شود!

نامزدهای بهترین بازیگر مکمل زن:1. ساره بیات (جدایی نادر از سیمین)2. مهناز افشار (سعادت آباد)3. ریما رامین‌فر (یه حبه قند)4. شایسته ایرانی (آینه‌های روبرو)5. آنا نعمتی (برف روی شیروانی داغ)6. فریده سپاه منصور (آسمان محبوب)7. سارینا فرهادی (جدایی نادر از سیمین)

بی هیچ شکی ساره بیات برنده سیمرغ

 نامزدهای بهترین بازیگر مکمل مرد:1. حامد بهداد (جرم)2. شهاب حسینی (جدایی نادر از سیمین)3. بهروز بقایی (سیب و سلما)4. محسن تنابنده (ندارها)5. حسین محب‌اهری (گلچهره)6. کامران تفتی (مرگ کسب و کار من است)7. شاهرخ فروتنیان (آقا یوسف)

به این لیست امیر آقایی برای سعادت آباد را می توان اضافه کرد و سیمرغ برای شهاب حسینی در سیمین

 

در رشته های زیر هم نامزدها اعلام شدند ولی چون جنبی هستند فقط به اطلاع میرسند.

نامزدهای بهترین چهره‌پردازی:1. سعید ملکان (فرزند صبح)2. محمدرضا قومی (جرم)3. سعید ملکان (آلزایمر)4. مهرداد میرکیانی (جدایی نادر از سیمین)5. عبدالله اسکندری (یه حبه قند)*

 نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه رایانه‌ای:1. امیر سحرخیز، فرخ مجیدی و هادی اسلامی (آسمان محبوب )2. امیررضا معتمدی (راه آبی ابریشم)3. امیررضا معتمدی (سی و سه روز )4. خیابان‌های آرام (هدیش بیگدلی شاملو)5. شهروز وظیفه‌شناس (سیزده 59 )*

 نامزدهای بهترین جلوه‌های ویژه میدانی:1. نجف فتاحی (راه آبی ابریشم)2. محسن روزبهانی (سی و سه روز)3. جواد شریفی راد (سیزده 59)4. عباس شوقی (خیابان‌های آرام)5. داوود یوسفیان (پایان نامه)*

نامزدهای بهترین طراحی صحنه و لباس:1. پروین صفری (راه آبی ابریشم)2. سارا سمیعی (گزارش یک جشن)3. ایرج رامین‌فر (جرم)4. بابک پناهی (سی و سه روز )5. محسن شاه‌ابراهیمی (یه جبه قند)*

 نامزدهای بهترین صدابرداری:1. محمود سماک‌باشی (جدایی نادر از سیمین)2. اسحاق خانزادی (جرم)3. آرش برومند (گزارش یک جشن)4. بهمن اردلان (یه حبه قند)5. طاهر پیشوا (ندارها)*

 نامزدهای بهترین صداگذاری:1. محمدرضا دلپاک (باد و مه)2. محمدرضا دلپاک (جدایی نادر از سیمین)3. حسین مهدوی (سی و سه روز)4. محمدرضا دلپاک (آسمان محبوب)5. اسحاق خانزادی، علی ابوالصدق (جرم)*

                                                      ایمان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 بهمن1389ساعت 6:0 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

جدایی نادر از سیمین

 

چی بگم؟ از کجا بگم؟ جدایی نادر از سیمین کاری از اصغر فرهادی رو من چهارشنبه دیدم اما تا الان نتونستم براش چیزی بنویسم.

 

نادر از سیمین قراره جدا بشه و در این بین اتفاقاتی تو زندگیشون میافته.

فعلا هیچی نمی تونم در مورد فیلم بگم. باید کمی زمان بگذره. ولی حتما برین فیلم رو ببینین.

از الان سیمرغ بهترین فیلم نامه رو برای این کار فرهادی کنار گذاشتم.

 

                                               ایمان

 

+ نوشته شده در  شنبه 23 بهمن1389ساعت 3:13 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

روز سوم دوشنبه 18 آبان

باز از قبل برنامه رو می دونی و خستگی سر کار و .....

اما نه این بار نمی گیره فیلم اسب حیوان نجیبی است فقط یک اکران توو سالن مطبوعات داره دست از پا درازتر میام که به صف فیلم مهرجویی برسم که روی یک کاغذ، خوش خط نوشته فیلم نمی رسد.

آتشکار

فیلم ۳سال توقیف شده محسن امیریوسفی که در جشنواره پارسال فقط یک اکران برای مطبوعات داشت همزمان با جشنواره امسال فقط در تهران اکران شده است.

ساعت ۵ بعد از ظهر سینما جوان

خواب تلخ امیریوسفی را خیلی دوست دارم و ۳ سال مشتاقانه منتظر کار جدیدش بودم، فیلمی که درباره مردی است که ۴تا دختر دارد و به اصرار زنش می خواهد وازکتومی کند، با بازی عالی حمید فرخ نژاد این فیلم به دل می نشیند.

فیلم به خوبی با نشانه رفتن یک موضوع جدی در جامعه آن را باز می کند و با خلق شوخی های بامزه ما را با خود می کشاند و لابه لای فیلم نقد و تحلیل درستی از جامعه ارائه می دهد.

آتشکار فیلم خوبی است و در اوایل جشنواره اندکی سر ذوقمان آورد.

                    

آلزایمر

اونایی که فیلم رو دیدن مثبت نمی گفتن اما کار جدید احمدرضا معتمدی رو باید می دیدم.

ساعت ۱۰شب سینما جوان

                                                                  هادی 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 5:9 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

فلسفی در حد تیم ملی برزیل!

 

فیلم دیگری از احمدرضا معتمدی. با بازی فرامرز قریبیان و مهدی هاشمی و مهتاب کرامتی و مهران احمدی. تقریبا بدون موسیقی. داستان در مورد مردی است که حافظه اش رو از دست داده و نمی تونه خانواده ی خودش رو به یاد بیاره.

برای نقد این فیلم میخوام چند جنبه رو بررسی کنم.

۱. کارگردان : معتمدی رو برای دیوانه از قفس پرید و قاعده بازی بیشتر به یاد دارم. دو فیلم که کاملا با هم متفاوتن. تنها چیزی که توی معتمدی و فضای فکرش ثابته فلسفی بودن فیلماشه. اگر کارگردانی رو دکوپاژ خوب ، بازی گرفتن خوب و ... بدونیم معتمدی کار قابل قبولی ارائه داده ولی کاملا فیلم خاصی ساخته. خیلی بعیده تماشاگر بتونه تا آخر این فیلم رو تحمل کنه.

۲. بازیگران : مهدی هاشمی به اعتقاد من به شدت در هیچ گیر کرده و اینقدر توی اون نقش فرو رفته که بازی های بعدیش میزان زیادی متاثر از اون هستن. در واقع چیزی به هیچ اضافه نکرده. کرامتی هم چیزی به بیست اضافه نکرده. احمدی هم همون هیچ است. تنها نقش متفاوت رو قریبیان بازی کرده که کاملا با قبلش فرق داره ولی خوب کم صحبتیش توی فیلم آدم رو زجر میده.

۳.داستان : کشش داستان خیلی خیلی کمه. تقریبا چند دقیقه به آخر فیلم بود که میخواستم پاشم برم. ولی نباید از حق گذشت که انتهای خوبی رو به تصویر کشیده. در واقع فیلم کاملا دغدغه های معتمدی است.

۴. نماد : فیلم نماد ها و دیالوگ های نمادین فلسفی زیادی داره. حرف برای گفتن زیاد داره اما سرگرم کننده نیست. البته معتمدی نتونسته تکلیف خودشو کامل روشن کنه. اگه میخواسته فیلم کاملا معنایی بسازه باید بیشتر توی لفافه حرف میزده.

 

در مجموع فیلم بدی نبود اما اصلا دیدنش رو توصیه نمی کنم. با توجه به عدم استفاده از موسیقی شما کاملا درگیر خود داستانید. بعید میدونم شانسی برای سیمرغی داشته باشه مگر بازیگری.

 

                                             ایمان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

روز دوم یکشنبه 17بهمن

 

سر کار نشستی برنامه رو نگاه می کنی یه دفعه احساس خستگی می کنی!

مرهم

از قبل از جشنواره همه از فیلم تعریف می کنند و می گویند به خاطر موضوع فیلم به بخش نوعی نگاه رفته پس هرطور که شده باید فیلم رو دید.

ساعت ۲ونیم پردیس ملت

در کمال تعجب خیلی راحت بلیت گیر می آید فیلم هم با نیم ساعت تاخیر پخش می شود.

مرهم به کارگردانی و نویسندگی علیرضا داودنژاد در مورد دختر معتادیست که از خانه فرار می کند و مادربزرگش به دنبال او می رود که در این فرصت کارگردان به بعضی مسائل روز جامعه هم می پردازد روابط نسل ها .. مواد مخدر .. دغدغه های نسل جوان و از  این جنس موضوعات.

فیلم ساخت خوب و روانی دارد و شخصیت ها به جز دختر معتاد با بازی معمولی طناز طباطبایی در آمده اند. ۲تا مادربزگ در فیلم هست که عالی بازی کرده اند.

بزرگترین ایراد فیلم فیلمنامه است که در اواخر فیلم کشش ندارد و به جای اینکه برای اصلاح دختر از درون شخصیت وارد شود به ورطه نصیحت و موعظه می افتد.

به هر حال مرهم فیلم خوب و شریفی است که به خاطر موضوعش و پرداخت صریحش به مسائل جامعه در بخش مسابقه نیست و شاید در اکران هم دچار مشکل شود.  

          فيلم سينمايي مرهم با بازي طناز طباطبايي

*********

مرگ کسب و کار من است

از فیلم اول امیر ثقفی تعریف می کنند برای دیدنش فقط باید زحمت بکشم برم پائین بلیت تهیه کنم!

ساعت ۴ونیم پردیس ملت

فیلم کارگردان جوان که ۲۴سال دارد بر روی مفهوم درد و رنج می چرخد و از آن دسته فیلم هایی است که مخاطب خاص دارد بیشتر لوکیشن ها در برف است و البته از قاب بندی های زیبا و چشم نواز فیلم هم نباید غافل شد.

فیلم قصه محور نیست و ریتم نسبتا کندی دارد هرچند تماشاگر را تا انتها می کشاند.

بازی های پژمان بازغی امیر آقایی و کامران تفتی خوب است.

در مجموع برای کار اول ثقفی قابل قبول است.

 

                                                                                هادی

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 بهمن1389ساعت 12:55 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

پنهان کاری از نوع میری!

 

تقریبا برای من جشنواره روز یکشنبه هم شروع نشده حساب میشد چون هنوز نه سینما ها نه سایت برنامه فیلم ها رو نداشتن. خیلی خیلی مسخرست ولی خوب طبیعی است ظاهرا.

سعادت آباد ، فیلم مازیار میری تنها فیلمی بود که بعد از گشتن ۴ سینما تونستم پیدا کنم.

موضوع فیلم پنهان کاری ۳ خانواده است که تقریبا تمام سکانس ها در یک آپارتمان رخ میده. اصلا حال و هوای کارهای قبلی میری رو نداشت. تنها فیلمی رو که می تونم بش شبیه کنم درباره الی است البته با کلی فاصله. بزرگنمایی بارزترین موضوع است. سه خانواده از قشر کاملا مرفه. اگر نخوایم امکان وقوع رو در فیلم در نظر بگیریم میشه گفت فیلم خوبیه با طراحی خوب دکور و لباس. به نظر من بازی بهداد روز به روز پیش رفت میکنه اما سلیقه ی جدید داوران ابدا به سمت بازی های درشت نمود نیست. مهناز افشار هم چیزی به بازیش در تسویه حساب اضافه نکرده بود اما خوب به همون خوبی بازی میکرد. قاضیانی پایین تر از به همین سادگی بود و لیلا حاتمی همان معصوم همیشگیش رو بازی میکرد.

در مجموع کشش فیلم خوب بود به همراه دکوپاژ خوب. احتمال زیاد این فیلم اکران نخواهد شد پس توصیه می کنم که دیدن اون تو جشنواره رو از دست ندین.

 

                                                       ایمان

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 بهمن1389ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

روز اول شنبه16 بهمن

 

از صبح هرچی توو مثلا سایت جشنواره می رم تا برنامه جشنواره رو ببینم خبری نیست

برنامه سینما مطبوعات هم چنگی به دل نمی زنه عصر که می رسم خونه بالاخره برنامه اومده و نگاهی میندازم

آقا یوسف

علی رفیعی کارگردان سرشناس تئاتر دومین فیلم سینمایی اش را بعد از 6 سال ساخته است، ماهی ها عاشق می شوند ملودرام خاطره انگیزی بود که آدم را هوایی می کند به سراغ فیلم دوم او هم بروم دم سینما صف هست ولی خوشبختانه برای سانس بعد

2تا از دوستام هم می بینم توو صف بالاخره با من میان آقا یوسف!

ساعت ۷ شب سینما فرهنگ

آقا یوسف یک کارمند بازنشسته است که در خانه های مردم کار می کند و این موضوع را از دخترش مخفی نگاه دشته تا اتفاقی در یکی از خانه هامی افتد و باقی ماجرا.

بزرگترین مشکل فیلم فیلمنامه و در نیامدن قصه آن است شخصیت هایی که معلوم نیست از کجا می آیند و تکلیفشان هم مشخص نمی شود البته به نظرم تدوین جشنواره ای فیلم هم بی تاثیر در این حس نیست فیلم صحنه زائد دارد که احتمالا در اکران تدوین بهتری از آن ببینیم.

موسیقی و صدای فیلم بد است و اذیت می کند و به فیلم هم آسیب می رساند.

بازی روان مهدی هاشمی در نقش آقا یوسف و بازی فوق العاده مریم سعادت در نقشی کوتاه می تواند نوید سیمرغ بازیگری باشد.

فیلم راضی کننده نیست و متوسط است.

*********

سعادت آباد

از سالن که بیرون میایم اون ۲ دوست گیر میدن که این چه فیلمی بود و ..... ما می خواستیم فیلم مازیار میری رو ببینیم. نهایتا راهی سینمای دیگری می شویم.

ساعت ۱۰شب سینما جوان

من واقعیتش از فیلم خوشم نیامد ملغمه ای از قصه چند زوج مرفه شهری که از نظر مضمون بسیار شبیه به درباره الی شده فیلمنامه ای که ضعیف است بازی هایی که به درد فیلم نمی خورد مثل بازی غلو حامد بهداد بازی های معمولی لیلا حاتمی و هنگامه قاضیانی و مهناز افشار و البته نباید از بازی درخشان امیر آقایی غافل شد بازی حسین یاری هم خیلی خوب است.

مازیار میری کاش فیلم خودش را می ساخت هنوز به آهستگی بهترین فیلم اوست هرچند او در کارگردانی بهتر شده و از پاداش سکوت هم جلوتر است اما فیلم جدیدش حرفی برای گفتن ندارد.

فیلم او کاملا معمولی است.

                                                    هادی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 بهمن1389ساعت 3:27 قبل از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

از رخساره تا دوستی از جنس آتش

 

باز هم مثل هر سال جشنواره شروع شد. باز هم بی نظم. باز هم برنامه به چاپ نرسیده. باید به طور تصادفی به سینما رفت. حتی سایت فجر هم برنامه فیلم ها را ندارد. حتی لینک گروه بندی ساعتی سینماها را هم از روی سایتش برداشته.

حالا خلاصه اینجا ایرانه و جشنواره ای جز این نداریم.

 

 

از امیر قویدل فیلم رخساره را به یاد دارم. از اون فیلم به خاطر نوع داستانش و بازی هاش خیلی خوشم اومده بود. فیلم دوستی از جنس آتش هم آخرین کار این کارگردان است که مدتی است فوت کرده.

وقتی جلوی در سینما رسیدم تقریبا از این فیلم گزینه ی بهتری نداشتم. ظاهرا کارگردان سعی داشته ژانر وحشت بسازد. موضوعی خوبی رو هم داشته ولی فیلم نامه و کارگردانی اصلا خوب نیستند.

از الان به بعد برای جشنواره امسال سعی دارم به دو توصیه هادی عمل کنم. اول اینکه کلی گویی نکنم و مثلا نگم کارگردانیش خوبه بازیش بده و ... و اینکه هر فیلمی رو نبینم.

موسیقی فیلم کار خلعتبری بود. به نظرم برای فیلم وحشت خوب بود. تمام فضای داخلی فیلم رو پرکرده بود و در کنار صحنه های تکان دهنده به مدد میامد.

بازی خویینی ها و نوذری به شدت ضعیف بود. اینگونه به نظر میاد که خیلی سریع و بی حس بازی می کنند. البته برای تمامی صحنه های فیلم لباس و دکور متفاوت ایجاد شده بود.

کشدار کردن اغلب سکانس ها تداوم ترس رو کم میکرد. بزرگترین مشکل فیلم این بود که میخواست برای هر صحنه ی ماورایی دلیلی زمینی بلافاصله ذکر کنه که بگه اشتباه افراد بوده.

قطعا دیدن این فیلم رو به هیچ وجه توصیه نمیکنم حتی اگه دوستتون مهمونتون کرد!

                                                   ایمان

 

+ نوشته شده در  شنبه 16 بهمن1389ساعت 10:20 بعد از ظهر  توسط سینمای خودمونی  | 

مطالب قدیمی‌تر